keep in sight

پیشنهاد کاربران

1_ پاییدن ، زیرنظر داشتن ، چشم برنداشتن
keep the thief in sight till I call the police
2_ مد نظر داشتن ، در ذهن داشتن ( هدف ، حدمطلوب، . . )
You must keep your goals in sight and try for them
چشم دوختن به کسی یا چیزی، چشم برنداشتن از کسی یا چیزی، چهارچشمی مراقب کسی یا چیزی بودن.
مراقب بودن، پاییدن، پیگیر بودن

بپرس