keep back

/kip bæk//kiːp bæk/

1- از افشا یا اقرار خودداری کردن، بروز ندادن، در خود نگهداشتن، 2- بخشی از چیزی را نگهداشتن یا ندادن

جمله های نمونه

1. Keep back! The firecrackers are exploding.
[ترجمه گوگل]عقب بایست! ترقه ها در حال انفجار هستند
[ترجمه ترگمان]! برو عقب ترقه منفجر میشه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Roughly chop the vegetables, and keep back a little to chop finely and serve as a garnish.
[ترجمه گوگل]سبزی ها را درشت خرد کنید و کمی عقب بگذارید تا ریز خرد شود و به عنوان چاشنی سرو کنید
[ترجمه ترگمان]معمولا گیاهان را تکه تکه می کنند و کمی عقب می مانند تا finely را از هم جدا کنند و به عنوان چاشنی آماده کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A slow learner can keep back the whole class.
[ترجمه گوگل]یک زبان آموز کند می تواند کل کلاس را عقب نگه دارد
[ترجمه ترگمان]یادگیرنده کند می تواند کل کلاس را عقب نگه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She was unable to keep back her tears, and wept freely.
[ترجمه گوگل]او نتوانست جلوی اشک هایش را بگیرد و آزادانه گریست
[ترجمه ترگمان]او قادر نبود اشک هایش را عقب نگه دارد و آزادانه می گریست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Barriers were built to keep back the flood water.
[ترجمه گوگل]موانعی برای حفظ آب سیل ساخته شد
[ترجمه ترگمان]موانع برای عقب نگه داشتن آب سیل ساخته شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The angry crowds would not keep back the barrier.
[ترجمه گوگل]جمعیت خشمگین مانع از آن نشدند
[ترجمه ترگمان]جمعیت خشمگین مانع جلو رفتن مانع نمی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She was struggling to keep back the tears .
[ترجمه گوگل]او تلاش می کرد جلوی اشک هایش را بگیرد
[ترجمه ترگمان]سعی می کرد اشک هایش را عقب نگه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He can't keep back his anger any longer.
[ترجمه گوگل]او دیگر نمی تواند خشم خود را نگه دارد
[ترجمه ترگمان]او نمی تواند بیش از این خشمش را عقب نگه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Keep back! The car is coming.
[ترجمه گوگل]عقب بایست! ماشین داره میاد
[ترجمه ترگمان]! برو عقب ماشین داره میاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. They keep back 30 % of their wages for a special fund.
[ترجمه گوگل]آنها 30 درصد از دستمزد خود را برای یک صندوق ویژه عقب می اندازند
[ترجمه ترگمان]آن ها ۳۰ درصد از حقوق خود را برای یک صندوق ویژه نگه می دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Keep back! The building could collapse at any moment.
[ترجمه گوگل]عقب بایست! ساختمان هر لحظه ممکن است فرو بریزد
[ترجمه ترگمان]! برو عقب ساختمان هر لحظه ممکن بود از بین برود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. We must keep back a reserve of food.
[ترجمه گوگل]ما باید ذخیره ای از غذا نگه داریم
[ترجمه ترگمان]ما باید ذخیره غذا رو عقب نگه داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The stockholders agreed to let their company keep back a part of its profits for reserve funds.
[ترجمه گوگل]سهامداران موافقت کردند که به شرکت آنها اجازه دهند بخشی از سود خود را برای صندوق های ذخیره نگه دارد
[ترجمه ترگمان]سهامداران موافقت کردند که به شرکت اجازه دهند بخشی از سود خود را برای صندوق های ذخیره نگه دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Keep back from the edge of the platform.
[ترجمه گوگل]از لبه سکو عقب نمانید
[ترجمه ترگمان]از لبه سکو فاصله بگیر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• stop; restrain; hide, conceal

پیشنهاد کاربران

keep back 2 =to hold back, e. g. She's a talented musician, but her health problems are keeping her back.
keep back
keep back 1 =to not tell sb about sth, e. g. The police suspected that he was keeping back some important information.
keep back
مانع شدن
عقب نگه داشتن
برو عقب
keep your back, please
لطفاً جلو نیا/لطفا عقب بایست
خود داری از دادن چیزی به کسی هم معنا میده
پنهان کردن ؛ نگه داشتن ؛ عقب وایستادن , عقب نگه داشتن
# She was unable to keep back her tears
# I suspect she's keeping something back
# She kept back some of the money
# " Keep back! " he shouted, " Don't come any closer! "
# Barriers were built to keep back the flood water
پنهان کردن چیزی از کسی
عقب ایستادن، فاصله ایمنی را حفظ کرن،
جلو نیا