kashmiri

/kæʃˈmiːri//kæʃˈmɪəri/

کشمیری
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: Kashmiri, Kashmiris
(1) تعریف: a native of Kashmir, or a descendant thereof; Kashmirian.

(2) تعریف: the language of this region; Kashmirian.

جمله های نمونه

1. All the Kashmiri guerrilla groups denied any involvement in the assassination, and many blamed the government security forces.
[ترجمه ترگمان]همه گروه های چریکی کشمیری هر گونه دخالت در این ترور را انکار کردند و بسیاری نیروهای امنیتی دولت را مقصر دانستند
[ترجمه گوگل]تمام گروه های چریکی کشمیری هر گونه دخالت در ترور را رد کردند و بسیاری از نیروهای امنیتی دولت را سرزنش کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The Kashmiri police say he was taken into custody as a suspect, tortured and shot in cold blood.
[ترجمه ترگمان]پلیس کشمیری می گوید که او به عنوان یک مظنون دستگیر شده، مورد شکنجه قرار گرفته و در خون سردی به ضرب گلوله کشته شده است
[ترجمه گوگل]پلیس کشمیری می گوید که او به عنوان یک مظنون، شکنجه و خونریزی به سر می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A Kashmiri separatist group claimed responsibility for the blast.
[ترجمه ترگمان]یک گروه جدایی طلب کشمیری مسئولیت این انفجار را بر عهده گرفت
[ترجمه گوگل]یک گروه جدایی طلب کشمیری مسئولیت انفجار را برعهده گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. By militant diktat no Kashmiri pays income or sales tax nor electricity or water bills.
[ترجمه ترگمان]از سوی ستیزه جویان، هیچ کشمیری درآمد یا مالیات بر فروش یا قبض های آب یا آب را پرداخت نمی کند
[ترجمه گوگل]توسط کشمکش دشمن هیچ کشمیری مالیات بر درآمد یا فروش و حساب های برق و آب را پرداخت نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Since then Kashmiri has been linked to planned attacks in Denmark, Germany, France, the United Kingdom, and the United States[Sentence dictionary], most probably Chicago.
[ترجمه ترگمان]از آن زمان، کشمیری با حملات برنامه ریزی شده در دانمارک، آلمان، فرانسه، بریتانیا، و ایالات متحده آمریکا (حکم جمله)مرتبط بوده است
[ترجمه گوگل]از آن زمان به بعد، کشمیری با حملات برنامه ریزی شده در دانمارک، آلمان، فرانسه، انگلستان و ایالات متحده [Dictionary dictionary] گفته شده است، احتمالا شیکاگو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A Kashmiri roadside vendor prepares snacks at a market during a cold evening in Srinagar on Jan.
[ترجمه ترگمان]در روز سردی ماه ژانویه، یک فروشنده کنار جاده کشمیری در حال آماده کردن میان وعده های خود در بازاری در روز سردی است
[ترجمه گوگل]یکی از فروشندگان کنار جاده کشمیر، اسنک را در بازار در عصر سرد در سینگرار در ژانویه آماده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Kashmiri is so active organizing and carrying out guerrilla-style attacks that the jihadis have taken to calling him "the commando commander, " says Hanif.
[ترجمه ترگمان]حنیف می گوید: \"کشمیری بسیار فعال است و حملات به سبک چریکی را انجام می دهد که جهادی ها به او لقب\" فرمانده کماندو \" داده اند
[ترجمه گوگل]می گوید هانیف می گوید که کشمیر، سازماندهی و انجام حملات به سبک چریکی را به نحوی بسیار فعال انجام می دهد که جهادی ها به او 'فرمانده کامیون' می گویند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The Kashmiri government is expected to assume office on Monday, when Omar Abdullah, a third generation politician, will take over as the chief minister of Indian administered Kashmir.
[ترجمه ترگمان]انتظار می رود که دولت کشمیری در روز دوشنبه زمانی که عمر عبدالله یک سیاست مدار نسل سوم به عنوان وزیر اعلی کشمیر هند اداره می شود، این منصب را به عهده بگیرد
[ترجمه گوگل]انتظار میرود که دولت کشمیری در روز دوشنبه، زمانی که عمر عبدالله، سیاستمدار نسل سوم، به عنوان وزیر امور خارجه هند تحت مدیریت کشمیر، ادغام شود، انتظار می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Previous lulls were cues for it to neglect Kashmiri grievances, speeding up the return to protest.
[ترجمه ترگمان]رهبران قبلی دستوراتی برای نادیده گرفتن شکایات کشمیری و تسریع بازگشت به اعتراض داشتند
[ترجمه گوگل]زلزله های گذشته نشانه ای برای نادیده گرفتن شکایت های کشمیری بود که سرعت بازگشت به اعتراض را افزایش می داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Two Kashmiri separatist groups have denied any involvement and have condemned the attacks.
[ترجمه ترگمان]دو گروه جدایی طلب کشمیری هر گونه دخالت و محکوم کردن این حملات را انکار کرده اند
[ترجمه گوگل]دو گروه جداگانه کشمیری هرگونه دخالت را رد کرده و حملات را محکوم کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Kashmiri protestors burn an effigy of Jammu and Kashmir chief minister Omar Abdullah during an anti-India protest in Srinagar on August 20
[ترجمه ترگمان]معترضان کشمیری در روز ۲۰ اوت در طی یک اعتراض ضد هندی در سرینگر، تمثال عمر عبدالله، وزیر اعلی کشمیر و کشمیر، را می سوزانند
[ترجمه گوگل]معترضان کاشمری در جریان اعتراضات ضد هند در سرینگار در روز 20 اوت، عمر عبدالله، رئیس کل دادگاه جمعه و کشمیر را سوزاندند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Muslim martyrs of the Kashmiri separatist movement fill a graveyard in Srinagar, summer capital of the state of Jammu and Kashmir.
[ترجمه ترگمان]شهدای مسلمان جنبش جدایی طلبان کشمیری در شهر سرینگر، پایتخت تابستانی ایالت جامو و کشمیر، قبرستان را پر می کنند
[ترجمه گوگل]شهیدان مسلمان جنبش تفوق کشمیری، در قصر سن سرآناگار، پایتخت تابستانی ایالت جامو و کشمیر را پر می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Ilyas Kashmiri, 4 has the experience, the connections, and a determination to attack the West—including the United States—that make him the most dangerous Qaeda operative to emerge in years.
[ترجمه ترگمان]الیاس کشمیری، ۴ تجربه، ارتباطات و عزم برای حمله به غرب - از جمله ایالات متحده - را دارد - که او را خطرناک ترین عامل القاعده در طی سال ها می سازد
[ترجمه گوگل]ایلیاس کشمیری، 4 تجربه، ارتباطات و عزم خود را برای حمله به غرب از جمله ایالات متحده دارد که او را خطرناک ترین عملیات القاعده در سال ها می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The first was sent to TV news channels hours after Wednesday's blast and sought a commuted sentence for a Kashmiri man condemned for a 2001 attack on Parliament.
[ترجمه ترگمان]اولین بار پس از انفجار روز چهارشنبه به کانال های خبری تلویزیونی فرستاده شد و برای یک مرد کشمیری که محکوم به حمله سال ۲۰۰۱ به پارلمان بود، یک حکم تخفیف پیدا کرد
[ترجمه گوگل]اولین بار پس از انفجار روز چهارشنبه به کانال های خبری تلویزیون فرستاده شد و برای یک مرد کشیری که برای حمله به مجلس سال 2001 محکوم شد، مجازات دیگری را پیشنهاد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• resident of kashmir (region in southwest asia)

معنی یا پیشنهاد شما