🔸معادل فارسی:
• از نظر کارما، بر اساس قانون کارما
• به صورت کارمایی، از جهت تناسب عمل و پاداش یا کیفر
• ( در مفهوم استعاری ) به شکل عادلانه و متناسب با اعمال گذشته
🔸 مثال ها:
• Karmically speaking, what goes around comes around.
... [مشاهده متن کامل]
بر اساس قانون کارما، هرچه بکاری، همان را درو می کنی.
• She felt that, karmically, she deserved this good fortune after years of hardship.
از نظر کارما احساس می کرد بعد از سال ها سختی، سزاوار این خوش شانسی است.
• Karmically, it made perfect sense that he lost his job after treating everyone so badly.
بر اساس قانون کارما کاملاً منطقی بود که او بعد از بدرفتاری با همه، شغلش را از دست داد.
• از نظر کارما، بر اساس قانون کارما
• به صورت کارمایی، از جهت تناسب عمل و پاداش یا کیفر
• ( در مفهوم استعاری ) به شکل عادلانه و متناسب با اعمال گذشته
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
بر اساس قانون کارما، هرچه بکاری، همان را درو می کنی.
از نظر کارما احساس می کرد بعد از سال ها سختی، سزاوار این خوش شانسی است.
بر اساس قانون کارما کاملاً منطقی بود که او بعد از بدرفتاری با همه، شغلش را از دست داد.
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
فعل ( verb ) : _
اسم ( noun ) : karma
صفت ( adjective ) : karmic
قید ( adverb ) : karmically
فعل ( verb ) : _
اسم ( noun ) : karma
صفت ( adjective ) : karmic
قید ( adverb ) : karmically
از لحاظ کارمایی، کارمیکی