karate

/kəˈrɑːti//kəˈrɑːti/

معنی: کاراته، فن ژاپونی دفاع بدون اسلحه
معانی دیگر: (ژاپنی) کاراته
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a method of weaponless self-defense, based on strategically placed hard blows with the elbows or the edges of hands or feet.

جمله های نمونه

1. He holds a black belt in karate.
[ترجمه ترگمان] اون یه کمربند مشکی تو کاراته داره
[ترجمه گوگل]او کمربند سیاه را در کاراته نگه می دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She's a black belt in karate.
[ترجمه آریا عطریان] او یک کمربند سیاه در کاراته دارد.
|
[ترجمه ترگمان]او یک کمربند مشکی در کاراته است
[ترجمه گوگل]او یک کمربند سیاه در کاراته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He's a black belt at karate.
[ترجمه m] او دارای یک کمربند مشکی در کاراته است
|
[ترجمه ترگمان]او یک کمربند مشکی در کاراته است
[ترجمه گوگل]او یک کمربند سیاه در کاراته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The karate bout has many similarities to a boxing match.
[ترجمه ترگمان]مسابقه کاراته شباهت های بسیاری با یک مسابقه بوکس دارد
[ترجمه گوگل]این کاراته شباهت زیادی به مسابقه بوکس دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She's got a brown belt in karate.
[ترجمه ترگمان]او یک کمربند قهوه ای در کاراته دارد
[ترجمه گوگل]او در کاراته کمربند قهوه ای دریافت کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Combat sports such as karate and judo carry with them the risk of injury.
[ترجمه ترگمان]ورزش های رزمی مانند کاراته و جودو با خطر آسیب رساندن به آن ها انجام می شود
[ترجمه گوگل]مبارزه با ورزش مانند کاراته و جودو با آنها خطر آسیب را همراهی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Alice's boyfriend knew a little karate.
[ترجمه ترگمان]دوست پسر الیس کاراته بلد بود
[ترجمه گوگل]دوست پسر آلیس یک کاراته کم داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Cycling and karate are among her hobbies.
[ترجمه ترگمان]دوچرخه سواری و کاراته در میان سرگرمی های او هستند
[ترجمه گوگل]دوچرخه سواری و کاراته از جمله سرگرمی های اوست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Kung fu and karate are martial arts.
[ترجمه ترگمان]کونگ فو و کاراته هنر رزمی هستند
[ترجمه گوگل]کونگ فو و کاراته هنرهای رزمی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. One karate kick can kill someone.
[ترجمه ترگمان] یه ضربه کاراته میتونه یه نفر رو بکشه
[ترجمه گوگل]یک ضربه کرکت می تواند شخص را بکشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. You karate the walls, you talk tough to the mirror.
[ترجمه ترگمان]، تو دیوارها رو می، تو با آینه حرف می زنی
[ترجمه گوگل]شما دیوارها را کاراته میکنید، به سختی به آینه صحبت میکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Pinoy Punsalong was far better in judo and karate than Western boxing.
[ترجمه ترگمان]Pinoy Punsalong در رشته جودو بسیار بهتر از بوکس غربی بود
[ترجمه گوگل]Pinoy Punsalong در جودو و کاراته بسیار بهتر از بوکسورهای غربی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He saw the storm-troopers practising karate, crowd control, baton practice and their skills with the knife and knuckleduster.
[ترجمه ترگمان]او پلیس storm را دید که در حال تمرین کاراته، کنترل جمعیت، تمرین با چاقو و مهارت آن ها با چاقو و knuckleduster است
[ترجمه گوگل]او شاهزادهای طوفانی را که کاراته، تمرین جمعیت، تمرین باتوم و مهارت های خود را با چاقو و دستکش کار گذاشته بودند دیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Her weedy children would scamper up to practice karate in the clearing of his property.
[ترجمه ترگمان]فرزندان پر از علف هرز او به سمت بالا رفتن از زمین به سمت تمرین کاراته حرکت می کردند
[ترجمه گوگل]فرزندان علف های هرز خود را در تمیز کردن اموال خود به کاراته تمرین می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

کاراته (اسم)
karate

فن ژاپونی دفاع بدون اسلحه (اسم)
karate

تخصصی

[کاراته] کاراته - اصطلاح مبارزه با دستهای خالی

به انگلیسی

• japanese method of self-defense which does not use weapons
karate is a sport in which people fight using their hands, elbows, feet, and legs.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیکاراته، فن ژاپونی دفاع بدون اسلحهمعانی متفرقه(ژاپنی) کاراتهبررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: a method of weaponless self - defense, based on strategically placed har ...جمله های نمونه1. He holds a black belt in karate. [ترجمه ترگمان] اون یه کمربند مشکی تو کاراته داره [ترجمه گ ...مترادفکاراته (اسم) karate فن ژاپونی دفاع بدون اسلحه (اسم) karateبررسی تخصصی[کاراته] کاراته - اصطلاح مبارزه با دستهای خالیانگلیسی به انگلیسیjapanese method of self - defense which does not use weapons karate is a sport in which people fight u ...
معنی karate، مفهوم karate، تعریف karate، معرفی karate، karate چیست، karate یعنی چی، karate یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف k، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف k، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف k، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف k
کلمه بعدی: karate gi
اشتباه تایپی: نشقشفث
آوا: /کاراته/
عکس karate : در گوگل
معنی karate

پیشنهاد کاربران

نوعی مبارزه ی خیالی با دست های خالی و دفاع از خود

مبازره با دست های خالی

درواقع مبارزه خیالی ش مربوط به اجرای فرم هست و برای قسمت مبارزه وسیله ای نداره و بهش میگن دست خالی☺
کاراته
کارا :خالی
ته:دست
کاراته:دست خالی ( مبارزه با دست خالی )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما