kabul

/ˈkɑːbʊl//ˈkɑːbʊl/

شهر کابل (پایتخت کشور افغانستان)، کابل
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the capital of Afghanistan.

جمله های نمونه

1. Kabul resounded to the crack of Kalashnikov fire and a flood of artillery.
[ترجمه ترگمان]کابل به صدای شلیک اسلحه کلاشینکف و سیلی از توپ به گوش رسید
[ترجمه گوگل]کابل به شکاف آتشفشان کلاشنیکف و سیل توپخانه شلیک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It was only a three-mile walk to Kabul from there.
[ترجمه ترگمان]از آنجا فقط یک مایل تا کابل فاصله داشت
[ترجمه گوگل]این تنها سه کیلومتر راه رفتن به کابل از آنجا بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Back in Kabul after living in exile in the United States since 198 he wants to open a private bank.
[ترجمه ترگمان]بازگشت به کابل پس از اینکه در سال ۱۹۸ همچنان در ایالات متحده زندگی می کند، می خواهد یک بانک خصوصی را افتتاح کند
[ترجمه گوگل]پشت سر گذاشتن در کابل پس از زندگی در تبعید در ایالات متحده از سال 1983 او می خواهد یک بانک خصوصی را باز کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The Soviet troops who invaded Kabul in 1979 took nothing away, and even repainted some exhibition rooms.
[ترجمه ترگمان]نیروهای شوروی که در سال ۱۹۷۹ به کابل حمله کردند هیچ چیز را کنار گذاشتند و حتی برخی از اتاق های نمایشگاه را دوباره رنگ زدند
[ترجمه گوگل]نیروهای شوروی که در سال 1979 به کابل حمله کردند، هیچ کاری نکردند و حتی برخی از نمایشگاه ها را دوباره رنگ آمیزی کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Kabul, the capital, is full of one-legged beggars on crutches who stepped in the wrong place.
[ترجمه ترگمان]کابل پایتخت، پر از گدایان زیر بغل است که در مکان اشتباهی پا گذاشته بودند
[ترجمه گوگل]کابل، پایتخت، پر از گدایان یک پا در کوره ها است که در جای اشتباه گام برداشته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Fighting in Kabul Fierce fighting between various groups raged in Kabul on Dec. 6-
[ترجمه ترگمان]نبرد شدید میان گروه های مختلف در کابل در روز ۶ دسامبر در کابل آغاز شد
[ترجمه گوگل]مبارزه در کابل مبارزه شدید میان گروه های مختلف در کابل 6- دسامبر خروشان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. In Kabul he had plans to work as a paediatrician.
[ترجمه ترگمان]در کابل او قصد داشت به عنوان یک متخصص کودکان کار کند
[ترجمه گوگل]در کابل قصد داشت به عنوان متخصص اطفال کار کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. After losing the battle for Kabul, Hekmatyar adopted a more conciliatory attitude towards the Peshawar peace plan.
[ترجمه ترگمان]پس از از دست دادن نبرد کابل، حکمتیار نسبت به برنامه صلح پیشاور یک رویکرد آشتی جویانه تر اتخاذ کرد
[ترجمه گوگل]حکمتیار پس از از دست دادن نبرد برای کابل، موضع سازش بیشتری نسبت به برنامه صلح پیشاور اتخاذ کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. In Maydan Shar on Aug. 1 100 Kabul militiamen were reportedly killed in heavy fighting with mujaheddin forces.
[ترجمه ترگمان]در روز یکم ماه اوت، بنا بر گزارش ها، در روز یکم ماه اوت، ۱۰۰ نفر از شبه نظامیان کابل در نبرد سنگین با نیروهای mujaheddin کشته شدند
[ترجمه گوگل]در میادان شار در روز 1 ماه اوت، 100 شبه نظامی کابل، در جنگ های سنگین با نیروهای مجاهدین، کشته شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The situation in Kabul was extremely confusing in the immediate aftermath of Najibullah's removal.
[ترجمه ترگمان]اوضاع در کابل پس از خروج نجیب الله بسیار گیج کننده بود
[ترجمه گوگل]وضعیت در کابل پس از نجیب الله، بسیار سردرگم بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. In late autumn Kabul was besieged by rebel forces, and Amanullah was eventually forced to abdicate.
[ترجمه ترگمان]در اواخر پاییز، کابل توسط نیروهای شورشی محاصره شد و امان الله در نهایت مجبور به استعفا شد
[ترجمه گوگل]در اواخر پاییز، کابل توسط نیروهای شورشی محاصره شد و امان الله در نهایت مجبور شد از بین برود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. As his aircraft reached Kabul on May 30 it was hit by a rocket, but landed safely.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که هواپیما در ۳۰ ماه مه به کابل رسید، راکت مورد اصابت یک راکت قرار گرفت، اما به سلامت فرود آمد
[ترجمه گوگل]همانطور که هواپیما به 30 ژوئیه به کابل رسید، با یک موشک برخورد شد اما با خیال راحت فرود آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. A mujaheddin rocket attack on Kabul on Feb. 29 killed at least 21 people.
[ترجمه ترگمان]یک حمله راکتی در روز ۲۹ فوریه در کابل جان دست کم ۲۱ تن را گرفت
[ترجمه گوگل]یک حمله موشکی مجاهدین به کابل در روز 29 فوریه حداقل 21 نفر را کشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The looting of Kabul Museum may even have been masterminded by antique dealers in Peshawar.
[ترجمه ترگمان]غارت موزه کابل ممکن است توسط فروشندگان عتیقه در پیشاور طراحی شده باشد
[ترجمه گوگل]غارت موزه کابل حتی ممکن است توسط نمایندگی های عتیقه فروشی در پیشاور مدرن باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The Wolf of Kabul bore down upon him.
[ترجمه ترگمان]گرگی از کابل روی او نشست
[ترجمه گوگل]گرگ کابل به او خاتمه داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• capital of and largest city in afghanistan
kabul is the capital of afghanistan and its largest city. population: 1,424,000 (1988).

ارتباط محتوایی

معانی متفرقهشهر کابل (پایتخت کشور افغانستان)، کابلبررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: the capital of Afghanistan.جمله های نمونه1. Kabul resounded to the crack of Kalashnikov fire and a flood of artillery. [ترجمه ترگمان] کاب ...انگلیسی به انگلیسیcapital of and largest city in afghanistan kabul is the capital of afghanistan and its largest city. ...
معنی kabul، مفهوم kabul، تعریف kabul، معرفی kabul، kabul چیست، kabul یعنی چی، kabul یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف k، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف k، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف k
کلمه بعدی: kabul carpet
اشتباه تایپی: نشذعم
آوا: /کابل/
عکس kabul : در گوگل
معنی kabul

معنی یا پیشنهاد شما