kabuki dance یعنی نمایش یا رفتار نمایشی و ساختگی که بیشتر برای ظاهر کار است تا نتیجه واقعی.
معنی:
در انگلیسی مدرن یک اصطلاح استعاری است. یعنی یک �نمایش از پیش طراحی شده و ظاهرسازانه� — مخصوصاً در سیاست، مذاکره یا بوروکراسی؛ جایی که همه می دانند نتیجه از قبل مشخص است، اما مراسم و ژست ها باید اجرا شوند.
... [مشاهده متن کامل]
ریشه:
از تئاتر سنتی ژاپنی Kabuki گرفته شده که با گریم اغراق آمیز، حرکات نمایشی و ژست های دراماتیک شناخته می شود. در دهه های اخیر، رسانه های سیاسی در آمریکا این واژه را به شکل استعاری برای �نمایش سیاسی از پیش هماهنگ شده� به کار بردند.
جملات پرکاربرد:
1️⃣ The negotiations were just a kabuki dance. 🔹 مذاکرات فقط یک نمایش ساختگی بود.
2️⃣ Everyone knew the vote would pass; the debate was pure kabuki dance. 🔹 همه می دانستند رأی تصویب می شود؛ بحث فقط یک نمایش بود.
3️⃣ The hearings turned into a political kabuki dance. 🔹 جلسات به یک نمایش سیاسیِ از پیش طراحی شده تبدیل شد.
4️⃣ It’s all a kabuki dance to satisfy the media. 🔹 همه اش یک نمایش برای راضی کردن رسانه هاست.
5️⃣ The apology felt like a kabuki dance. 🔹 آن عذرخواهی شبیه یک نمایش ساختگی بود.
کالوکیشن های رایج:
1️⃣ political kabuki dance 🔹 نمایش سیاسیِ ساختگی
2️⃣ regulatory kabuki dance 🔹 نمایش بوروکراتیک / اداریِ صوری
3️⃣ perform a kabuki dance 🔹 یک نمایش ظاهرسازانه اجرا کردن
4️⃣ engage in a kabuki dance 🔹 وارد یک نمایش صوری شدن
5️⃣ mere / pure kabuki dance 🔹 صرفاً یک نمایش
نکته ظریف:
این اصطلاح کمی طعنه آمیز است و اغلب بار انتقادی دارد — یعنی گوینده باور دارد کل ماجرا بیشتر �ژست� است تا عمل واقعی.
معنی:
در انگلیسی مدرن یک اصطلاح استعاری است. یعنی یک �نمایش از پیش طراحی شده و ظاهرسازانه� — مخصوصاً در سیاست، مذاکره یا بوروکراسی؛ جایی که همه می دانند نتیجه از قبل مشخص است، اما مراسم و ژست ها باید اجرا شوند.
... [مشاهده متن کامل]
ریشه:
از تئاتر سنتی ژاپنی Kabuki گرفته شده که با گریم اغراق آمیز، حرکات نمایشی و ژست های دراماتیک شناخته می شود. در دهه های اخیر، رسانه های سیاسی در آمریکا این واژه را به شکل استعاری برای �نمایش سیاسی از پیش هماهنگ شده� به کار بردند.
جملات پرکاربرد:
1️⃣ The negotiations were just a kabuki dance. 🔹 مذاکرات فقط یک نمایش ساختگی بود.
2️⃣ Everyone knew the vote would pass; the debate was pure kabuki dance. 🔹 همه می دانستند رأی تصویب می شود؛ بحث فقط یک نمایش بود.
3️⃣ The hearings turned into a political kabuki dance. 🔹 جلسات به یک نمایش سیاسیِ از پیش طراحی شده تبدیل شد.
4️⃣ It’s all a kabuki dance to satisfy the media. 🔹 همه اش یک نمایش برای راضی کردن رسانه هاست.
5️⃣ The apology felt like a kabuki dance. 🔹 آن عذرخواهی شبیه یک نمایش ساختگی بود.
کالوکیشن های رایج:
1️⃣ political kabuki dance 🔹 نمایش سیاسیِ ساختگی
2️⃣ regulatory kabuki dance 🔹 نمایش بوروکراتیک / اداریِ صوری
3️⃣ perform a kabuki dance 🔹 یک نمایش ظاهرسازانه اجرا کردن
4️⃣ engage in a kabuki dance 🔹 وارد یک نمایش صوری شدن
5️⃣ mere / pure kabuki dance 🔹 صرفاً یک نمایش
نکته ظریف:
این اصطلاح کمی طعنه آمیز است و اغلب بار انتقادی دارد — یعنی گوینده باور دارد کل ماجرا بیشتر �ژست� است تا عمل واقعی.