1: tap — ضربهٔ خیلی آرام با نوک انگشت یا شیء کوچک.
2: tick — صدای بسیار ظریف تیک تاک یا برخورد کوچک.
3: tut — صدای خیلی خفیف برای نشان دادن نارضایتی یا تذکر.
4: pat — ضربهٔ آرام و دوستانه با کف دست ( مثلاً نوازش حیوان ) .
... [مشاهده متن کامل]
5: poke — فشار یا ضربهٔ کوچک با انگشت.
6: knock — ضربهٔ کنترل شده، معمولاً برای در زدن.
7: bump — برخورد خفیف و اغلب تصادفی با چیزی.
8: nudge — هل یا ضربهٔ کوچک برای جلب توجه.
9: tap - tap — چند ضربهٔ سریع و سبک پشت سر هم.
10: tock — صدای کمی سنگین تر در الگوی تیک تاک ساعت.
11: hit — واژهٔ عمومی برای ضربه زدن یا برخورد.
12: thud — صدای افتادن جسم نسبتاً سنگین با ضربهٔ کوتاه و خفه.
13: thump — ضربهٔ سنگین با صدای بم.
14: smack — ضربهٔ ناگهانی و تند، معمولاً با کف دست.
15: rap — ضربهٔ کوتاه و واضح با انگشت یا شیء سخت.
16: thwack — ضربهٔ سریع و محکم مثل برخورد چوب یا راکت.
17: clap — صدای برخورد دو کف دست یا دو سطح تخت.
18: snap — صدای شکستن یا قطع شدن ناگهانی و تیز.
19: crack — صدای ترک خوردن یا شکستن باریک و تیز.
20: bang — ضربهٔ شدید با صدای بلند.
21: slam — کوبیدن شدید چیزی مثل در.
22: bash — ضربهٔ محکم و خشن ( اغلب محاوره ای ) .
23: whack — ضربهٔ قوی و سریع.
24: smash — شکستن یا خرد کردن چیزی با شدت زیاد.
25: pound — کوبیدن محکم و پی درپی.
26: clatter — صدای برخورد چند جسم سخت با هم به صورت تند و نامنظم.
27: crash — برخورد بسیار شدید همراه با شکستن یا تخریب.
28: boom — صدای انفجاری بزرگ مانند رعد یا توپ.
29: blast — انفجار قدرتمند همراه با موج و صدای بسیار بلند.
30: kaboom — صدای انفجار بسیار بزرگ و ناگهانی ( اغلب در روایت یا کمیک ) .
31: explode — انفجار کامل و شدید؛ بیشتر به صورت فعل استفاده می شود.
2: tick — صدای بسیار ظریف تیک تاک یا برخورد کوچک.
3: tut — صدای خیلی خفیف برای نشان دادن نارضایتی یا تذکر.
4: pat — ضربهٔ آرام و دوستانه با کف دست ( مثلاً نوازش حیوان ) .
... [مشاهده متن کامل]
5: poke — فشار یا ضربهٔ کوچک با انگشت.
6: knock — ضربهٔ کنترل شده، معمولاً برای در زدن.
7: bump — برخورد خفیف و اغلب تصادفی با چیزی.
8: nudge — هل یا ضربهٔ کوچک برای جلب توجه.
9: tap - tap — چند ضربهٔ سریع و سبک پشت سر هم.
10: tock — صدای کمی سنگین تر در الگوی تیک تاک ساعت.
11: hit — واژهٔ عمومی برای ضربه زدن یا برخورد.
12: thud — صدای افتادن جسم نسبتاً سنگین با ضربهٔ کوتاه و خفه.
13: thump — ضربهٔ سنگین با صدای بم.
14: smack — ضربهٔ ناگهانی و تند، معمولاً با کف دست.
15: rap — ضربهٔ کوتاه و واضح با انگشت یا شیء سخت.
16: thwack — ضربهٔ سریع و محکم مثل برخورد چوب یا راکت.
17: clap — صدای برخورد دو کف دست یا دو سطح تخت.
18: snap — صدای شکستن یا قطع شدن ناگهانی و تیز.
19: crack — صدای ترک خوردن یا شکستن باریک و تیز.
20: bang — ضربهٔ شدید با صدای بلند.
21: slam — کوبیدن شدید چیزی مثل در.
22: bash — ضربهٔ محکم و خشن ( اغلب محاوره ای ) .
23: whack — ضربهٔ قوی و سریع.
24: smash — شکستن یا خرد کردن چیزی با شدت زیاد.
25: pound — کوبیدن محکم و پی درپی.
26: clatter — صدای برخورد چند جسم سخت با هم به صورت تند و نامنظم.
27: crash — برخورد بسیار شدید همراه با شکستن یا تخریب.
28: boom — صدای انفجاری بزرگ مانند رعد یا توپ.
29: blast — انفجار قدرتمند همراه با موج و صدای بسیار بلند.
30: kaboom — صدای انفجار بسیار بزرگ و ناگهانی ( اغلب در روایت یا کمیک ) .
31: explode — انفجار کامل و شدید؛ بیشتر به صورت فعل استفاده می شود.
انفجار.
بوم.
خلاصه برای ترکیدن و انفجار و اینا استفاده میشه.
بیشتر توی کمیک ها.
بوم.
خلاصه برای ترکیدن و انفجار و اینا استفاده میشه.
بیشتر توی کمیک ها.
صدای کمیک از یک ترکیدگی یا انفجاریا زمین خوردن. مثلا وقتی یکی از صندلی میفته و میگم بوووم افتاد