kabob


معنی: کباب
معانی دیگر: رجوع شود به: kebab، kebab : فارسی است کباب
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: (usu. pl.) small pieces of meat, sometimes interspersed with vegetables, cooked by roasting on a skewer; shish kebab.

جمله های نمونه

1. kabob drippings can be used later
چربی کباب را می شود بعدا مصرف کرد.

2. the meal consisted of rice and kabob and salad
غذا شامل چلو،کباب و سالاد بود.

3. An order of the royal kabob will give you an opportunity to sample each of these.
[ترجمه گوگل]سفارش کباب سلطنتی این فرصت را به شما می دهد تا از هر یک از این موارد استفاده کنید
[ترجمه ترگمان]یک دستور the سلطنتی به شما این فرصت را می دهد که هر کدام از این ها را نمونه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Other staples of the Uzbek diet include kabob ,laghmon (long, thick noodles often used in soups), and many varieties of bread, called non. Green tea is a common beverage.
[ترجمه گوگل]سایر مواد اصلی رژیم غذایی ازبکستان عبارتند از کباب، لغمون (نودل بلند و غلیظ که اغلب در سوپ استفاده می شود) و بسیاری از انواع نان به نام غیر چای سبز یک نوشیدنی رایج است
[ترجمه ترگمان]کالاهای دیگر رژیم غذایی ازبکستان عبارتند از kabob، laghmon (noodles دراز و ضخیم که اغلب در سوپ)و بسیاری از انواع نان به نام non استفاده می شود چای سبز یک نوشیدنی معمولی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The full-automatic kabob machine can automatically puncture and connect kabobs, without manual operation, while the processed kabobs have uniform sizes, high safety and high cleanness.
[ترجمه گوگل]دستگاه کباب تمام اتوماتیک می تواند به طور خودکار کباب ها را سوراخ کرده و بدون عملکرد دستی متصل کند، در حالی که کباب های پردازش شده دارای اندازه های یکنواخت، ایمنی بالا و تمیزی بالا هستند
[ترجمه ترگمان]ماشین kabob اتوماتیک به طور خودکار می تواند بدون عملیات دستی خود را سوراخ کرده و اتصال دهد، در حالی که the پردازش شده دارای اندازه های یکنواخت، ایمنی بالا و پاکیزگی عالی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The appetizing kabob and steak cooked on the spot will match various tastes.
[ترجمه گوگل]کباب و استیک اشتها آور پخته شده در محل با ذائقه های مختلف مطابقت دارد
[ترجمه ترگمان]The اشتها آور و استیک سفارش داده شده در نقطه با سلیقه های مختلف مطابقت دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Demetrius OC/VO This is where we make the kabob and the souvlakis.
[ترجمه گوگل]Demetrius OC/VO اینجاست که ما کباب و سوولاکی درست می کنیم
[ترجمه ترگمان]این همان جایی است که ما the و \/ را می سازیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Continuing the journey westward, a stop at Papa Cristos uncovers gyro sandwiches for $ 99 and chicken kabobs for $ 7
[ترجمه گوگل]در ادامه سفر به سمت غرب، با توقف در Papa Cristos ساندویچ های ژیروسکوپ به قیمت 99 دلار و کباب مرغ به قیمت 7 دلار کشف می شود
[ترجمه ترگمان]ادامه سفر به سمت غرب، توقف در پا پا Cristos برای ۹۹ دلار و مرغ kabobs قیمت برای ۷ دلار
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I'll come get you in 5 minutes with some sort of um, kabob emergency.
[ترجمه گوگل]من تا 5 دقیقه دیگه میام با یه جور اورژانسی کباب
[ترجمه ترگمان]۵ دقیقه دیگه میام پیشت با یه جور کباب بزرگ کباب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

کباب (اسم)
barbecue, kebab, shashlik, kabob

به انگلیسی

• small pieces of seasoned and roasted meat served on a skewer

معنی یا پیشنهاد شما