برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1525 100 1
شبکه مترجمین ایران

knowledgeable

/ˈnɑːlədʒəbl̩/ /ˈnɒlɪdʒəbl̩/

معنی: زیرک، با هوش، مطلع، بصیر، قابل درک، وارد بکار
معانی دیگر: دانا، باخبر، آگاه، وارد، فاضل

بررسی کلمه knowledgeable

صفت ( adjective )
مشتقات: knowledgeably (adv.)
• : تعریف: having knowledge; informed.
متضاد: ignorant
مشابه: conscious, conversant, expert, familiar, knowing, versed

- My art professor is particularly knowledgeable about Islamic art.
[ترجمه ترگمان] استاد هنر من به ویژه در مورد هنر اسلامی اطلاعات دارد
[ترجمه گوگل] استاد هنر من به خصوص در مورد هنر اسلامی آگاه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I was never very knowledgeable with respect to local politics.
[ترجمه ترگمان] من هرگز نسبت به سیاست محلی خیلی مطلع نبودم
[ترجمه گوگل] من با توجه به سیاست های محلی خیلی آگاه نبودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I found him surprisingly knowledgeable on the subject of wine.
[ترجمه ترگمان] من او را به طرز شگفت انگیزی درباره موضوع شراب پیدا کردم
[ترجمه گوگل] من متوجه شدم که او شگفت آور درباره موضوع شراب آگاه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه knowledgeable در جمله های نمونه

1. We employ friendly and knowledgeable staff.
[ترجمه ترگمان]ما کارکنان دوستانه و مطلع را استخدام می‌کنیم
[ترجمه گوگل]ما کارکنان دوستانه و آگاهانه را استخدام می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Her lawyer seemed very knowledgeable and experienced.
[ترجمه ترگمان]وکیل او بسیار باهوش و باتجربه به نظر می‌رسید
[ترجمه گوگل]وکیل او به نظر می رسد بسیار آگاه و تجربه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Any knowledgeable wine merchant would be able to advise you.
[ترجمه ترگمان]هر تاجر اطلاعاتی میتونه بهت پیشنهاد کنه
[ترجمه گوگل]هر معامله گر معروف می تواند به شما توصیه کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She is very knowledgeable about plants.
[ترجمه ترگمان]او نسبت به گیاهان بسیار مطلع است
[ترجمه گوگل]او درباره گیاهان بسیار آگاه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف knowledgeable

زیرک (صفت)
brilliant , clever , sharp , nifty , parlous , smart , acute , keen , alert , shrewd , nimble , cunning , adroit , agile , versatile , insinuating , astute , designing , sagacious , subtile , subtle , knowledgeable , gash , perspicacious , canny , wily , resourceful , elusive
با هوش (صفت)
apprehensive , bright , clever , understanding , smart , keen , shrewd , spry , intelligent , ingenious , spiffy , knowing , sagacious , knowledgeable , precocious , swish
مطلع (صفت)
understanding , aware , au courant , up-to-date , informed , knowledgeable , hep
بصیر (صفت)
sage , great , clear-sighted , knowledgeable , conversant , clear-eyed , intuitive , discriminating
قابل درک (صفت)
perceptible , knowledgeable , cognizable , comprehensible , realizable , imaginable , imaginal , scrutable
وارد بکار (صفت)
knowledgeable

معنی کلمه knowledgeable به انگلیسی

knowledgeable
• informed, aware; understanding; shrewd, intelligent
• a knowledgeable person knows a lot about many different things or a lot about a particular subject.
knowledgeable person
• person who is well-informed. person who knows many things

knowledgeable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mehrdad Sayehban
با سواد
behvand
آگاهانه
Yz
زیرک
رضا صمدی
مطلع، آگاه، باهوش، باسواد
🐾 مهدی صباغ
کار بلد
زیرک
دانا
آگاه
باهوش
استاد کار
ماهر
Mememaid
دانش اندوخته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی knowledgeable

کلمه : knowledgeable
املای فارسی : کنولدگیبل
اشتباه تایپی : ندخصمثیلثشذمث
عکس knowledgeable : در گوگل

آیا معنی knowledgeable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )