برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1683 100 1
شبکه مترجمین ایران

kid

/ˈkɪd/ /kɪd/

معنی: کودک، بچه، بچه کوچک، کوچولو، بزغاله، چرم بزغاله، مسخره کردن، دست انداختن
معانی دیگر: (عامیانه) بچه، جوانک، نوباوه، کوچک تر، جوان تر، (دوستانه) سربه سر کسی گذاشتن، غیدن، شوخی کردن با، کهره، بچه آهو، تیماج، پرنداخ، ساختیان، شورو، (جمع) دستکش تیماجی، کفش شورو، تیماجی، ساخته شده از چرم بزغاله، (بز و آهو) بچه زاییدن

بررسی کلمه kid

اسم ( noun )
مشتقات: kidlike (adj.)
(1) تعریف: a young goat.
مشابه: goat, youngling

- A goat and two of her kids were grazing on the hill.
[ترجمه ترگمان] یک بز و دو بچه او روی تپه مشغول چریدن بودند
[ترجمه گوگل] یک بز و دو بچه از بچه ها بر روی تپه چرت زدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the skin of a young goat, esp. as used for making gloves or other products.
مترادف: kidskin
مشابه: goatskin, leather

- These gloves are made of the softest kid.
[ترجمه ترگمان] این دستکش‌ها از یه بچه خوب ساخته شدن
[ترجمه گوگل] این دستکش ها از نرمترین بچه ساخته شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: (informal) a child or young person.
مترادف: child, youngster, youth
مشابه: adolescent, fledgling, juvenile, minor, preteen, youngling

- They have a big family with nine kids.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها یک خانواده بزرگ با نه بچه دارند
[ترجمه گوگل] ...

واژه kid در جمله های نمونه

1. kid around
مسخره‌بازی درآوردن،شوخی خرکی کردن،الم‌شنگه راه انداختن

2. my kid sister
خواهر کوچک من

3. handle with kid gloves
(عامیانه) با نرمش و احتیاط رفتار کردن (با)

4. they used to kid me about my big nose
آنها مرا به خاطر دماغ بزرگم دست می‌انداختند.

5. what this spoiled kid needs is a kick in the pants
چیزی که این بچه‌ی لوس احتیاج دارد یک لگد به ماتحت است.

6. john was a good-natured kid
جان پسر پاک طینتی بود.

7. he is not hurt, he's only trying to kid us
او طوری نشده است،فقط می‌خواهد ما را دست بیاندازد.

8. He beat up on my brother's kid one time.
[ترجمه Sehun] اویکبار به بچه برادرم ضربه زد
|
[ترجمه ترگمان] یه بار به بچه برادرم ضربه زد
[ترجمه گوگل]او یک بار بر بچه ی برادرش ضربه زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I think ...

مترادف kid

کودک (اسم)
babe , baby , child , kid , infant , tike , bantling , trot , chit , tyke
بچه (اسم)
native , fellow , baby , child , kid , infant , chick , cub , bairn , chicken , brood , calf , chit , whelp
بچه کوچک (اسم)
tot , baby , kid , bambino , tad , little boy
کوچولو (اسم)
kid , bantling , wee , half-pint
بزغاله (اسم)
kid , goat , yeanling
چرم بزغاله (اسم)
kid
مسخره کردن (فعل)
quiz , kid , befool , mock , jape , satirize
دست انداختن (فعل)
flout , game , fool , ridicule , put on , kid , banter , spoof , hoax , gibe , befool , mock , bullyrag , lark , laverock

معنی عبارات مرتبط با kid به فارسی

مسخره بازی درآوردن، شوخی خرکی کردن، الم شنگه راه انداختن
دستکش پوش، گریزان و فراری از کار، ازلای زرق و برق بیرون امده
دستکش چرمی (از چرم بزغاله یا هر چرم نرم و ظریف)، دستکش جیر
چرم بزغاله، پوست بزغاله، تیماج، شورو
تیماج، پوست بزغاله، شورو
(استرالیا) قوطی یا کتری (برای پخت و پز در هوای آزاد)، بیلی دکید (یاغی امریکایی)
جوان تیز هوش، زبل، خبره

مخفف kid

عبارت کامل: King's Indian Defence
موضوع: ورزش
دفاع هندی شاه یکی از گشایش های بازی شطرنج است که با حرکت های 1. d4 Nf6 2. c4 g6 در شروع بازی آغاز می شود.

سه انتخاب اصلی برای حرکت سوم سفید Nc3 و Nf3 و g3 است و در صورت پاسخ d5 سیاه دفاع گرونفلد پدیدار می شود که یک شاخه گشایشی جداگانه است. در هندی شاه سیاه معمولاً بازی را با Bg7 و d6 پیگیری می کند.

دفاع هندی شاه از گشایش های حاد و تندوتیز و پیچیده شطرنج است. در این بازی سیاه اجازه می دهد که مرکز به تصرف سفید درآید و سپس با سوارهای خود به آن فشار آورد. این دفاع از دهه ۱۹۳۰ و با بازی های سه بازیکن معروف اوکراینی آیزاک بولسلاوسکی، کنستانتینوپولسکی و دیوید برونشتین مورد توجه قرار گرفت و از گشایش های محبوب قهرمانان جهان گری کاسپاروف، بابی فیشر، میخائیل تال و تیگران پتروسیان بوده است.

معنی کلمه kid به انگلیسی

kid
• child, youngster; young goat; goat skin; goat skin glove
• joke, jest; tease; deceive, delude; behave foolishly (slang)
• you can refer to a child as a kid; an informal use.
• young people who are no longer children are sometimes referred to as kids; used in informal american english.
• you can refer to someone's younger brother or sister as their kid brother or sister; used in informal american english.
• if someone says that they are kidding, they mean that what they have said is not really true and is meant as a joke; an informal use.
• if you kid someone, you tease them.
• if people kid themselves, they allow themselves to believe something that is not true.
• a kid is also a young goat that is less than one year old.
kid glove
• glove made from kidskin; delicate, gentle
kid gloves
• if you treat or handle someone with kid gloves, you are very careful in the way you deal with them because you do not want to make them angry or upset.
fur kid
• pet treated as one's own kid, furkid
sundance kid
• partner-in-crime with butch cassidy (bank and train robbers in the old west)
whiz kid
• bright child, young genius, gifted child
whizz kid
• a whizz-kid is someone who is very good at their job and achieves success quickly early in their career; an informal word.

kid را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Reyhaneh
When he make mistake he is kidding
وقتي او كار اشتباهي ميكند دروغ ميگويد
ایمان حجتی
بعضی مواقع به معنای گول زدن و فریفتن است:
why are you kidding yourself that situation is ok?
چرا داری خودتو گول میزنی که وضعیت خوبه؟
ایمان حجتی
you are just kidding yourself if you figure that it is possible to lawfully get huge money overnight
اگر خیال میکنی میشه یه شبه به پول هنگفت حلال رسید، فقط داری خودتو گول میزنی
عسل
make a joke about something; say something that is not true
M.N
شوخی کردن
Mahdis
مسخره کردن یا دست انداختن شخصی یا در بعضی موارد شوخی کردنی که به مسخره شدن می انجامد
مهسا
make a joke about something_say something that's not true
Neymarjt

make a joke about something_say something that's not true
🌌ناشناس🌌
بچه👶👦👧
بزغاله🐑
سربه سر کسی گذاشتن،شوخی کردن😂🤣😁😃😄😅😀
🎃🎃🎃
جوك شوخي كردن😎😎
ناشناس
بچه ،‌‌‌‌‌‌‌بچه کوچک ،شوخی کردن ،بزغاله ،شوخی کردن .
Seyyed
To trick or deceive sb or yourself;to make a joke about sth
elnaz
مسخره کردن
Mobina
بچه،بزغاله،شوخی کردن،
tinabailari
how are your kids
بچه هات چطورن
Yasaman
to Make a jock about sth
example:I didn’t mean it .I was only kidding
shayan
بزمجه / بزغاله
KIᑎᘜ ᘜᗴᖇOᗴᘜ
بچه،برای مسخره کردن،..

Child Oᖇ YOᑌᑎᘜ ᑭᗴᖇՏOᑎ
Mobi👽
مسخره کردن
به معنای بچه هم میشه
امیر
معنی اول:بچه
معنی دوم:دست انداختن یا مصخره کردن
helena.r
مسخره کردن
آیلین
Or yong personKid: a child
Dark Light
noun
1.
INFORMAL
a child or young person.
"she collected the kids from school"

2.
a young goat.

verb
(of a goat) give birth.
"milk fever usually occurs in heavy milkers shortly after kidding"


used as an informal form of address.
"we'll be seeing ya, kid!"
.

leather made from a young goat's skin.
"white kid gloves"
محمدرضا ایوبی صانع
بزغاله
The Wolf and the Kid
https://worldfolklore.net/index.php/2020/12/23/the-wolf-and-the-kid/
متین
make a joke about something_say something that's not true
طاها جان😉

make a joke about something_say something that's not true
نیک
همان (کودک) فارسی است (واژگان همریشه هندواروپایی).
آلمانی کینت و کیتز
ایرلندی کید
مجارستانی کوی یَک
نروژی گوت
به زبان ژاپنی هم راه یافته: کیددو
آیتوس-شریوش
برابرش واژه یِ - کودک- اَست زیرا هر2زبان،هم ریشه هستند
paria
definition: 3

dictionary: to tease or joke

my example: i always kiding my friends

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی kid

کلمه : kid
املای فارسی : کید
اشتباه تایپی : نهی
عکس kid : در گوگل

آیا معنی kid مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )