برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1433 100 1

kick out

/kɪk aʊt/ /kɪk aʊt/

1- (عامیانه) بیرون کردن، اخراج کردن، 2- (فوتبال) توپ را به خارج از زمین بازی زدن

بررسی کلمه kick out

عبارت ( phrase )
• : تعریف: (informal) to expel or oust someone.
مترادف: eject, expel, oust
مشابه: boot, bounce, chuck, discharge, remove

- They kicked him out for bad behavior.
[ترجمه ترگمان] اونا برای رفتار بد انداختنش بیرون
[ترجمه گوگل] او را به خاطر رفتار بد رفتار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه kick out در جمله های نمونه

1. I get a real kick out of owning my own car.
[ترجمه Ladan] من واقعا از داشتن ماشین خودم لذت میبرم.
|
[ترجمه ترگمان]من از داشتن ماشین خودم یه لگد درست حسابی می‌زنم
[ترجمه گوگل]من از داشتن ماشین خودم پا می گیرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Gerald gets a kick out of dressing as a woman.
[ترجمه Ladan] جرالد از اینکه مثل یک زن لباس بپوشد لذت میبرد.
|
[ترجمه ترگمان]جرالد هم مثل زن‌ها از لباس پوشیدن بیرون می‌آید
[ترجمه گوگل]جرالد به عنوان یک زن ضربه ای از لباس پوشیدن دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He gets a real kick out of mending something so that it can be used again.
[ترجمه ترگمان]او یک ضربه واقعی به بهبود پیدا می‌کند تا بتواند ...

معنی kick out در دیکشنری تخصصی

kick out
[نفت] شروع انحراف

معنی کلمه kick out به انگلیسی

kick out
• expel, throw out, get rid of someone (slang)

kick out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

erfan
اگر گفته شود kick out of sth به معناي لذت زياد بردن از چيزي
1D
ترد شدن از جایی
مهرداد مهرورز
اخراج کردن
حمیدرضا
با لگد بیرون کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی kick out
کلمه : kick out
املای فارسی : کیک آوت
اشتباه تایپی : نهزن خعف
عکس kick out : در گوگل

آیا معنی kick out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )