برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1578 100 1
شبکه مترجمین ایران

kenning

/ˈkenɪŋ/ /ˈkenɪŋ/

معنی: معرفت، نگاه، نوعی استعاره، دانش، قدرت بینایی
معانی دیگر: (اسکاتلند) دانش، تشخیص، شناسایی، (اسکاتلند) کمی، یک ذره، ادبیات کهن المان نوعی استعاره مثلا gt;دریارو lt;بجای gt;کشتی lt;

واژه kenning در جمله های نمونه

1. Ken began to lament the death of his only son.
[ترجمه ترگمان]کن شروع کرد به شکایت از مرگ تنها پسرش
[ترجمه گوگل]کن شروع به عذاب مرگ تنها پسر خود کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The doctor advised Ken to avoid strenuous exercise.
[ترجمه ترگمان]پزشک به کن توصیه کرد که از ورزش شدید اجتناب کند
[ترجمه گوگل]دکتر کن برای جلوگیری از تمرین شدید توصیه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The ship was wrecked on the Kent coast.
[ترجمه ترگمان]کشتی در ساحل کنت خرد شده بود
[ترجمه گوگل]کشتی در سواحل کنت خراب شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Don't get Ken onto politics or we'll be here all night!
[ترجمه ترگمان]به کن وارد سیاست نشو، وگرنه تمام شب اینجا خواهیم بود
[ترجمه گوگل]کون را به سیاست نگیرید یا ما تمام شب اینجا هستیم!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف kenning

معرفت (اسم)
knowledge , awareness , learning , comprehension , wisdom , cognition , education , science , osmose , kenning
نگاه (اسم)
regard , look , glance , gander , kenning
نوعی استعاره (اسم)
kenning
دانش (اسم)
knowledge , learning , witting , letter , scholarship , wisdom , science , kenning , lore
قدرت بینایی (اسم)
kenning

kenning را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی kenning

کلمه : kenning
املای فارسی : کننینگ
اشتباه تایپی : نثددهدل
عکس kenning : در گوگل

آیا معنی kenning مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )