برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1540 100 1
شبکه مترجمین ایران

kebab

/kəˈbæb/ /kəˈbæb/

معنی: کباب
معانی دیگر: kabob : فارسی است کباب

واژه kebab در جمله های نمونه

1. kebab spits are usually flat
سیخ کباب معمولا پهن است.

2. the kebab started sizzling
کباب شروع کرد به جز و وزکردن.

3. kidney and liver kebab
کباب قلوه و جگر

4. one side of the kebab was scorched and the other side was raw
یک طرف کباب سوخته و طرف دیگر آن خام بود.

5. the smoke of the kebab was very appetizing
دود کباب بسیار اشتهاآور بود.

6. until the charcoal catches, don't put the kebab on it
تا زغال نگرفته کباب را روی آن نگذارید.

7. He has rekindled his taste for tabbouleh, shish kebab and pilaf in Fresno.
[ترجمه ترگمان]taste را برای tabbouleh، shish kebab و pilaf در فرزنو دوباره زنده کرده‌است
[ترجمه گوگل]او طعم و مزه خود را برای tabbouleh، kebab شیش و pilaf در Fresno rekindled
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Kebab King opened its twenty-third franchised restaurant.
[ترجمه ترگمان]Kebab کینگ رستوران بیست و سومین رستوران franchised را افتتاح کرد
[ترجمه گوگل]کباب کینگ رستوران بیست و سوم رستوران حق بیمه را باز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر ...

مترادف kebab

کباب (اسم)
barbecue , kebab , shashlik , kabob

معنی عبارات مرتبط با kebab به فارسی

(از ریشه ی فارسی و عربی) شیشلیک، کباب (shish kabob هم می نویسند)، امر، چلوکباب برگ

معنی کلمه kebab به انگلیسی

kebab
• small pieces of meat roasted on a skewer
• a kebab consists of small pieces of meat and vegetables that have been put on a thin rod and grilled.
shish kebab
• grilled meat on a stick, skewered lamb meat

kebab را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
با وجود اینکه کباب کباب واژه ی اصیل پارسی است، اما کشور ترکیه مثل خیلی دیگر از سرقت هایی که از فرهنگ و ادب ایران انجام داده، این نام اصیل ایرانی را نیز به خود نسبت می دهد و این واژه ی اصیل پارسی را به صورتِ کسرِ ک تلفظ می کند. و متاسفانه با وجود دشمنی برای ایران در سطح بین الملل، تلفظ ترکی آن رواج بیشتری یافته. به همین دلیل از هموطنان خواهشمندم که اگر جایی می خواهند از این واژه استفاده کنند، از عنوان پارسیِ آن یعنی KABAB به جای KEBAB استفاده کنند،سند این گفته ی بنده را می توان در انواع مختلف کبابهایی که در جای جای مختلف ایران زمین پخته می شود یافت، به عنوان نمونه کباب ترش در شمال، کباب بختیاری در غرب، کباب گلپایگان در مرکز و دیگر انواع کباب های ایرانی که اگر بخواهیم تک تک اسم همه ی آنها را بیاوریم، یک کتاب می شود. اما کشوری مثل ترکیه، از صدقه ی سر فرهنگ غذایی ایرانی، از این غذای خوشمزه بهره مند شده و با بی چشم و روییِ تمام، آن را غذای خود می داند، اما اسم پارسیِ آن مبین آن است که به کجا تعلق دارد، و ترکیه با آن همه ادعا در پختنِ این غذا و گونه های مختلفی که برای آن دارد، از نامی مخصوص به زبان خود برای این غذا محروم است و هنوز از اسم پارسی آن استفاده می کند، و همینطور انواع مختلف کباب های ایرانی مثل کباب برگ، کباب چنجه، کباب کوبیده یا سلطانی، جوجه کباب یک سرو گردن از کباب های ترکی برتر و خوشمزه تر هستند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی kebab

کلمه : kebab
املای فارسی : کباب
اشتباه تایپی : نثذشذ
عکس kebab : در گوگل

آیا معنی kebab مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )