برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1580 100 1
شبکه مترجمین ایران

kaput

/kəˈpʊt/ /kəˈpʊt/

معنی: منکوب، از کار افتاده، کاملا شکست خورده
معانی دیگر: (خودمانی) خراب، تباه، نابود

واژه kaput در جمله های نمونه

1. the radio is kaput
رادیو خراب است.

2. "What's happened to your car?"—-"It's kaput. "
[ترجمه ترگمان]\"چه اتفاقی برای car افتاد؟\" \"- -\" It \" است
[ترجمه گوگل]'چه اتفاقی برای ماشین شما افتاده است؟' - 'این کاپوت است '
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The car's kaput we'll have to walk.
[ترجمه ترگمان]The خراب‌شده ما باید قدم بزنیم
[ترجمه گوگل]کاپوت ماشین ما باید پیاده روی کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He finally admitted that his film career was kaput.
[ترجمه ترگمان]او در نهایت اقرار کرد که حرفه his kaput بوده‌است
[ترجمه گوگل]او سرانجام به این نتیجه رسید که کار فیلم او کاپوت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The TV's gone kaput .
[ترجمه ترگمان] تلویزیون خراب‌شده
[ترجمه گوگل]تلویزیون کابوس رفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر ...

مترادف kaput

منکوب (صفت)
depressed , broken-down , dejected , kaput
از کار افتاده (صفت)
obsolete , effete , down , kaput , seedy , sear , hors de combat , washed-out
کاملا شکست خورده (صفت)
kaput

معنی کلمه kaput به انگلیسی

kaput
• (slang) ruined, done for, finished; not working
• if you say that something is kaput, you mean that it is broken; an informal word.

kaput را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهتاب
نابودي (خودماني)
he calls me an anti-social shows
او من را ضد اجتماعي نشان ميدهد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی kaput

کلمه : kaput
املای فارسی : کاپوت
اشتباه تایپی : نشحعف
عکس kaput : در گوگل

آیا معنی kaput مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )