برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1540 100 1
شبکه مترجمین ایران

k

/ˈkeɪ/ /keɪ/

(عامیانه) هزار دلار، (کامپیوتر) این شماره: 2 به توان 10 یا این شماره: 1024 (مثلا 8192 = 8k)، مخفف:، قیراط، کیلو، کیلوگرم، (برق) ظرفیت، کاتد، (فیزیک) کلوین، (الکترونیک) کیلوبایت، کیلومتر، کودکستان، (شطرنج) شاه، یازدهمین حرف الفبای انگلیسی، هر چیزی شبیه k

بررسی کلمه k

اسم ( noun )
حالات: K's
• : تعریف: the eleventh letter of the English alphabet.
صفت و ( adjective, abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "one thousand" (esp. used to refer to dollars).

- The firm offered me a salary of 50K.
[ترجمه ترگمان] شرکت به من حقوق ۵۰ K را پیشنهاد کرد
[ترجمه گوگل] این شرکت به من 50 کیلوگرم حقوق داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "Kelvin."
اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: symbol of the chemical element potassium.

واژه k در جمله های نمونه

1. I bought it at the K store.
[ترجمه ترگمان]من آن را در فروشگاه کی خریدم
[ترجمه گوگل]من آن را در فروشگاه K خریدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. a meeting to promote trade between Taiwan and the U. K.
[ترجمه ترگمان]جلسه‌ای برای ترویج تجارت بین تایوان و ایالات‌متحده ک
[ترجمه گوگل]یک جلسه برای ترویج تجارت بین تایوان و U K
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The inspector chalked O. K. on my baggage.
[ترجمه ترگمان]بازرس به فکر افتاد که او را به روی خود نگه دارد کی؟ روی چمدون هام
[ترجمه گوگل]بازرس چیپس O K در غرفه من
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. J K Rowling's 'Harry Potter' novels are all bestsellers.
[ترجمه ترگمان]رمان‌های هری پاتر به نام هری پاتر همه bestsellers هستند
[ترجمه گوگل]رمان های هری پاتر J K Rowling همه پرفروش ترین ها هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی عبارات مرتبط با k به فارسی

علوم هوایى : باند فرکانس
روز حرکت کاروان دریایى علوم نظامى : روز شروع حرکت کاروان
الکترونیک : ارائه کى
حرف یازدهم الفبای انگلیسی: کی (برابر با ((ک)) فارسی)، صدای ((ک)) مثلا در واژه ی keep یا ink، (در فهرست ها و غیره) یازدهمین، یازدهم، هرچیز به شکلk
(امریکا ـ جنگ دوم جهانی) جیره ی پیش آماد (خوراک از پیش پخته که در جبهه به سربازان می دادند)، بسته کوچک مواد غذایی ارتشی برای موارد فوق العاده
الکترونیک : ارائه کى
ویتامین c31h46o2) k و c41h56o2)

معنی k در دیکشنری تخصصی

k
[شیمی] پتاسیم
[کامپیوتر] اختصار کلمه ی kilobyte ( kaloihrn یا سایر واحد های متر ی که کمتر عمومیت دارند). بنابر قرار داد، حرف بزرگ K به معنای ضریبی از 1024، وحرف کوچک k به معنای ضریبی از 1000، مانند سیستم متری (کیتوگرم ، کیلومتر و...) است. نگاه کنید به ف ، byte، memory megabyte . - 1000 در نمایش دهدهی ؛ به هنگام اشاره به ظرفیت با مسامحه می توان معادل 1024 دهدهی دانست Kilo
[برق و الکترونیک] kelvin-کلوین ، ( K ، همواره بدون علامت درجه به کار می رود) واحد دما در سیستم بین المللی واحدها ( SI) ، برابر با کسر 1 بر روی 272/16 دمای ترمودینامیکی نقطهی سه گانه ی آب ، که قبلاً درجه ی کلوین نامیده می شود. مقیاس دمای کلوین بر اساس درجه ی سلسیوس است با این تفاوت که کل مقیاس طوری جا به جا شده است که K صفر مطلق را نشان می دهد. در یان مقیاس ، آب در K 273/16 یخ می بندد و در K 373/16 می جوشد . با افزودن 273/16 به مقدار سلسیوس ( سانتیگراد قبلی) مقدار متناظر بر حسب گلوین به دست می آید . - kilo-کیلو پیشوند نمایانگر 10 به توان 3 یا 1000. - potassium-پتاسیم ( کالیم ) فلز قلیایی که دارای مشخصه های حساس به نور ایت و در ساخت کاتد لامپهای نوری که بیشترین پاسخ مطلوب آنها نور آبی است ، به کار می رود . این فلز عدد اتمی آن 19 و وزن اتی آن 39/10 است .
[نساجی] یازدهمین حرف لاتین
[ریاضیات] یازدهمین حرف الفبای انگلیسی
[خاک شناسی] کا
[آمار] یازدهمین حرف الفبای انگلیسی
[زمین شناسی] روش تعیین سن پتاسیم ـ آرگون
[زمین شناسی] پتاسیم - موقعیت این عنصر در جدول تناوبی عبارت است از: - نام عنصر :Pottasium - شماره اتمی :19 - وزن اتمی :39.098 - آرایش الکترونی :2-8-8-1 - نوع عنصر :عناصر قلیایی - گروه جدول تناوبی :1 - lA - دوره جدول تناوبی :4
K | spar | potash spar | potash spar | feldspar ...

معنی کلمه k به انگلیسی

k
• unit of weight equalling one thousand grams
• silver-white metallic element (chemistry)
• alright, i agree (internet slang)
• eleventh letter of the english alphabet
k 12
• from kindergarten to 12th grade
k line
• kawasaki kisen kaisha, ltd., large japanese marine transportation company that carries freight (cars, coal, lumber, grain, iron ore, crude oil, liquefied natural gas, etc.) and operates a fleet of about 340 vessels
k mart express
• (slang) worthless whore
k ration
• small package of emergency food rations that were supplied to the u.s. armed forces in world war ii
h k
• hug and kiss (internet chat slang)
j | k
• i am joking, i don't mean it seriously (internet)

k را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ریحانه
نوعی از حروف الفبا ی انگلیسی با صدای [ک]
ملی
یک هزار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی k

کلمه : k
املای فارسی : ک
اشتباه تایپی : ن
عکس k : در گوگل

آیا معنی k مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )