برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1725 100 1
شبکه مترجمین ایران

k

/ˈkeɪ/ /keɪ/

(عامیانه) هزار دلار، (کامپیوتر) این شماره: 2 به توان 10 یا این شماره: 1024 (مثلا 8192 = 8k)، مخفف:، قیراط، کیلو، کیلوگرم، (برق) ظرفیت، کاتد، (فیزیک) کلوین، (الکترونیک) کیلوبایت، کیلومتر، کودکستان، (شطرنج) شاه، یازدهمین حرف الفبای انگلیسی، هر چیزی شبیه k

بررسی کلمه k

اسم ( noun )
حالات: K's
• : تعریف: the eleventh letter of the English alphabet.
صفت و ( adjective, abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "one thousand" (esp. used to refer to dollars).

- The firm offered me a salary of 50K.
[ترجمه ترگمان] شرکت به من حقوق ۵۰ K را پیشنهاد کرد
[ترجمه گوگل] این شرکت به من 50 کیلوگرم حقوق داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "Kelvin."
اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: symbol of the chemical element potassium.

واژه k در جمله های نمونه

1. I bought it at the K store.
[ترجمه ترگمان]من آن را در فروشگاه کی خریدم
[ترجمه گوگل]من آن را در فروشگاه K خریدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. a meeting to promote trade between Taiwan and the U. K.
[ترجمه ترگمان]جلسه‌ای برای ترویج تجارت بین تایوان و ایالات‌متحده ک
[ترجمه گوگل]یک جلسه برای ترویج تجارت بین تایوان و U K
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The inspector chalked O. K. on my baggage.
[ترجمه ترگمان]بازرس به فکر افتاد که او را به روی خود نگه دارد کی؟ روی چمدون هام
[ترجمه گوگل]بازرس چیپس O K در غرفه من
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. J K Rowling's 'Harry Potter' novels are all bestsellers.
[ترجمه ترگمان]رمان‌های هری پاتر به نام هری پاتر همه bestsellers هستند
[ترجمه گوگل]رمان های هری پاتر J K Rowling همه پرفروش ترین ها هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی عبارات مرتبط با k به فارسی

علوم هوایى : باند فرکانس
روز حرکت کاروان دریایى علوم نظامى : روز شروع حرکت کاروان
الکترونیک : ارائه کى
حرف یازدهم الفبای انگلیسی: کی (برابر با ((ک)) فارسی)، صدای ((ک)) مثلا در واژه ی keep یا ink، (در فهرست ها و غیره) یازدهمین، یازدهم، هرچیز به شکلk
(امریکا ـ جنگ دوم جهانی) جیره ی پیش آماد (خوراک از پیش پخته که در جبهه به سربازان می دادند)، بسته کوچک مواد غذایی ارتشی برای موارد فوق العاده
الکترونیک : ارائه کى
ویتامین c31h46o2) k و c41h56o2)

معنی k در دیکشنری تخصصی

k
[شیمی] پتاسیم
[کامپیوتر] اختصار کلمه ی kilobyte ( kaloihrn یا سایر واحد های متر ی که کمتر عمومیت دارند). بنابر قرار داد، حرف بزرگ K به معنای ضریبی از 1024، وحرف کوچک k به معنای ضریبی از 1000، مانند سیستم متری (کیتوگرم ، کیلومتر و...) است. نگاه کنید به ف ، byte، memory megabyte . - 1000 در نمایش دهدهی ؛ به هنگام اشاره به ظرفیت با مسامحه می توان معادل 1024 دهدهی دانست Kilo
[برق و الکترونیک] kelvin-کلوین ، ( K ، همواره بدون علامت درجه به کار می رود) واحد دما در سیستم بین المللی واحدها ( SI) ، برابر با کسر 1 بر روی 272/16 دمای ترمودینامیکی نقطهی سه گانه ی آب ، که قبلاً درجه ی کلوین نامیده می شود. مقیاس دمای کلوین بر اساس درجه ی سلسیوس است با این تفاوت که کل مقیاس طوری جا به جا شده است که K صفر مطلق را نشان می دهد. در یان مقیاس ، آب در K 273/16 یخ می بندد و در K 373/16 می جوشد . با افزودن 273/16 به مقدار سلسیوس ( سانتیگراد قبلی) مقدار متناظر بر حسب گلوین به دست می آید . - kilo-کیلو پیشوند نمایانگر 10 به توان 3 یا 1000. - potassium-پتاسیم ( کالیم ) فلز قلیایی که دارای مشخصه های حساس به نور ایت و در ساخت کاتد لامپهای نوری که بیشترین پاسخ مطلوب آنها نور آبی است ، به کار می رود . این فلز عدد اتمی آن 19 و وزن اتی آن 39/10 است .
[نساجی] یازدهمین حرف لاتین
[ریاضیات] یازدهمین حرف الفبای انگلیسی
[خاک شناسی] کا
[آمار] یازدهمین حرف الفبای انگلیسی
[زمین شناسی] روش تعیین سن پتاسیم ـ آرگون
[زمین شناسی] پتاسیم - موقعیت این عنصر در جدول تناوبی عبارت است از: - نام عنصر :Pottasium - شماره اتمی :19 - وزن اتمی :39.098 - آرایش الکترونی :2-8-8-1 - نوع عنصر :عناصر قلیایی - گروه جدول تناوبی :1 - lA - دوره جدول تناوبی :4
K | spar | potash spar | potash spar | feldspar ...

معنی کلمه k به انگلیسی

k
• unit of weight equalling one thousand grams
• silver-white metallic element (chemistry)
• alright, i agree (internet slang)
• eleventh letter of the english alphabet
k 12
• from kindergarten to 12th grade
k line
• kawasaki kisen kaisha, ltd., large japanese marine transportation company that carries freight (cars, coal, lumber, grain, iron ore, crude oil, liquefied natural gas, etc.) and operates a fleet of about 340 vessels
k mart express
• (slang) worthless whore
k ration
• small package of emergency food rations that were supplied to the u.s. armed forces in world war ii
h k
• hug and kiss (internet chat slang)
j | k
• i am joking, i don't mean it seriously (internet)

k را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ریحانه
نوعی از حروف الفبا ی انگلیسی با صدای [ک]
ملی
یک هزار
Dark Light
به پیر به پیغمبر تلفظش میشه " کِی " نه " کا "
این معلم فیزیک و ریاضیای دبیرستان پدر مارو درآوردن انقدر گفتن کا. مثلا به 8k میگفتن هشت کا که تلفظ درستشو گم کردیم. این کِی تلفظ میشه نه کا. بعد ما هنوز بعضی موقع ها اشتباه میگیم. اگه توی فارسی میگین کا باشه کاری ندارم. ولی وقتی انگلیسی حرف میزنین نگین کا. اگه گفتین یعنی سوتی دادین. باید بگین کِی
Z هم میشه زِد

معانی k :
۱. یازدهمین حرف از الفبای انگلیسی
۲. هزار (کوتاه شده ی kilo )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی k

کلمه : k
املای فارسی : ک
اشتباه تایپی : ن
عکس k : در گوگل

آیا معنی k مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )