برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1431 100 1

KITTY

/ˈkɪti/ /ˈkɪti/

معنی: پیشی، دختر جوان، بچه گربه، زن سبک و جلف
معانی دیگر: اسم خاص مونث، رجوع شود به: kitten، (پوکر و برخی قمارهای دیگر) بانک، کاسه، پول وسط، پول های شرط بندی شده، (پولی که برای هدفی گردآوری شده است) موجودی، صندوق، خزانه

بررسی کلمه KITTY

اسم ( noun )
حالات: kitties
• : تعریف: a kitten or cat.
مشابه: cat
اسم ( noun )
حالات: kitties
(1) تعریف: money collected from various contributors for a specific purpose, as to buy presents or pay certain expenses.

(2) تعریف: in some card games, the pot of wagers, or a special pot collected from forfeits or paid for certain unusual hands.
مشابه: bank, pool, pot

(3) تعریف: in cards, a collection of money from players' winnings to pay for refreshments or other expenses of the game.
مشابه: bank

واژه KITTY در جمله های نمونه

1. You haven't put any money in the kitty for three weeks.
[ترجمه فرنوش] شما برای سه هفته پول در صندوقچه قرار نداده اید
|
[ترجمه ترگمان]تو برای سه هفته هیچ پولی به گربه ندادی
[ترجمه گوگل]شما برای سه هفته پول در بچه گربه قرار نداده اید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We all put £20 in/into the kitty to cover the cost of food.
[ترجمه ترگمان]همه ما ۲۰ پوند در \/ گذاشتیم تا هزینه غذا را پوشش دهیم
[ترجمه گوگل]ما همه 20 پوند را به پیتی اضافه کردیم تا هزینه غذا را پوشش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Kitty was down on the junior typist.
[ترجمه ترگمان]کیتی با the کوچکش پایین آمده بود
[ترجمه گوگل]بچه گربه ماشین تایپیست خردسال بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Kitty got totally crocked last night.
...

مترادف KITTY

پیشی (اسم)
pussy , antecedence , precedence , priority , kitty , precedency
دختر جوان (اسم)
gill , kitty , pigeon , trull
بچه گربه (اسم)
kitty , kit , kitten
زن سبک و جلف (اسم)
kitty

معنی عبارات مرتبط با KITTY به فارسی

corner cater : مورب، اریب
رجوع شود به: cater-cornered
(نام بازرگانی) مستراح گربه (جعبه ای که برای این کار ساخته شده است)

مخفف KITTY

عبارت کامل: Keyboard Independent Touch Typing
موضوع: تکنولوژی
تکنولوژی جدید جهت استفاده از انگشتان به جای صفحه کلید (کیبورد)

معنی کلمه KITTY به انگلیسی

kitty
• kitten; joint cash box, fund (slang); pool into which each player donates a portion of his winnings (cards)
• a kitty is an amount of money consisting of contributions from several people, which is spent on things that they will share or use together.

KITTY را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

برایر بیوتی
نوعی اسم،بچه گربه
ebi
گربه کوچک

ناز ، ناز نازی ، ناناز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی kitty
کلمه : kitty
املای فارسی : کیتی
اشتباه تایپی : نهففغ
عکس kitty : در گوگل

آیا معنی KITTY مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )