به معنای: دقیقا همان چیزی که لازم بود/نیاز داشتم
مثال:
“This new software is amazing, it’s just what the doctor ordered for our workflow. ” ( این نرم افزار جدید فوق العاده است، دقیقاً همان چیزی است که برای گردش کار ما لازم داشتیم. )
... [مشاهده متن کامل]
: “Ah, this tea is just what the doctor ordered. ” ( این چای دقیقا همون چیزیه که لازم داشتم. )
مثال:
“This new software is amazing, it’s just what the doctor ordered for our workflow. ” ( این نرم افزار جدید فوق العاده است، دقیقاً همان چیزی است که برای گردش کار ما لازم داشتیم. )
... [مشاهده متن کامل]
: “Ah, this tea is just what the doctor ordered. ” ( این چای دقیقا همون چیزیه که لازم داشتم. )
خیلی حال داد،
چسبید
Thanks, a strong cup of coffee in the morning is just what the doctor ordered.
ممنون،
یه فنجان قهوه پرملات صبح زود خیلی حال داد،
خیلی چسبید.
چسبید
ممنون،
یه فنجان قهوه پرملات صبح زود خیلی حال داد،
خیلی چسبید.
دقیقا آنچه مورد نیاز بود
خود جنسه
راست کار خودمه!
همون چیزی هست که میخواستم ( آرزویش را داشتم )
It is just what the doctor ordered