joint military command

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• فرماندهی نظامی مشترک/ ستاد کل نیروهای مسلح
• ساختار فرماندهی یکپارچه ( شامل نیروهای زمینی، هوایی، دریایی و گاهی فضایی و سایبری )
• ستاد فرماندهی هماهنگ ( برای عملیات چندبعدی )
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• ( نظامی ) "The U. S. and its allies have established a joint military command to coordinate naval patrols in the Strait of Hormuz. "
( ایالات متحده و متحدانش یک فرماندهی نظامی مشترک برای هماهنگی گشت های دریایی در تنگه هرمز ایجاد کرده اند. )
• ( سیاسی ) "The new joint military command will oversee operations across the region, integrating air, land, and sea forces. "
( فرماندهی نظامی مشترک جدید بر عملیات های سراسر منطقه نظارت خواهد کرد و نیروهای هوایی، زمینی و دریایی را یکپارچه می سازد. )
• ( بین الملل ) "NATO's joint military command structure ensures that member states can rapidly deploy combined forces in times of crisis. "
( ساختار فرماندهی نظامی مشترک ناتو تضمین می کند که کشورهای عضو بتوانند در زمان بحران، نیروهای ترکیبی را به سرعت به کار گیرند. )