joiner

/ˌdʒɔɪnər//ˈdʒoɪnə/

معنی: وصال
معانی دیگر: نجار، چوبکار، همبندگر، همبستگر، وصل کننده
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person or thing that joins.

(2) تعریف: a carpenter, esp. one who makes furniture or the finished woodwork of a building.

(3) تعریف: someone who tends to join many organizations, often for reasons considered to be frivolous or self-serving.

جمله های نمونه

1. Other facilities include a doctor's surgery, a joiner and funeral director, and building and electrical businesses.
[ترجمه ترگمان]سایر امکانات شامل جراحی یک پزشک، یک نجار و مدیر تدفین، و ساختمان و کسب و کاره ای الکتریکی است
[ترجمه گوگل]امکانات دیگر شامل جراحی پزشکی، کارگاه کاربری و مراسم تشییع پیکر و ساختمان و تجارت برق است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The general standard of joiner work achieved by this company has improved considerably during the past four years.
[ترجمه ترگمان]استاندارد عمومی کار اتصال یافته توسط این شرکت در طول چهار سال گذشته به طور قابل توجهی بهبود یافته است
[ترجمه گوگل]استانداردهای عمومی کارخانه های چوب دستی که توسط این شرکت به دست آمده است طی چهار سال گذشته قابل توجه بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The standard of joiner work throughout is good and much use has been made of laminated veneers to provide rounded corners.
[ترجمه ترگمان]استاندارد کار joiner در کل خوب است و استفاده زیادی از laminated veneers برای ارایه گوشه های گرد انجام شده است
[ترجمه گوگل]استاندارد کارهای کاردانی در سراسر خوب است و استفاده از وینرهای چند لایه برای ایجاد گوشه های گرد ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They both agree that Mike, though not a joiner, is the more social of the two.
[ترجمه ترگمان]هر دوی آن ها اتفاق نظر دارند که مایک، هر چند که یک نجار نیست، بیشتر اجتماعی آن دو است
[ترجمه گوگل]آنها هر دو موافقند که مایک، هر چند نه یک میز کار، اجتماعی بیشتری از این دو است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Horrified by this trend, Steve Norman, a joiner from Berkshire, turned his home into a shelter for unwanted Rotties.
[ترجمه ترگمان]با وحشت از این روند، استیو نورمن، یک درودگر از برکشایر می رسید که خانه اش را به پناهگاهی برای Rotties ناخواسته تبدیل کرده بود
[ترجمه گوگل]استیو نورمن، یک میزبان از برکشیار، به شدت از این روند ترسید، خانه خود را به پناهگاه برای Rotties ناخواسته تبدیل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The Joiner nailed a strip of wood on the door.
[ترجمه ترگمان]joiner یک تکه چوب را روی در میخکوب کرده بود
[ترجمه گوگل]ویلر یک نوار از چوب را در درب گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The joiner has a name for reliability.
[ترجمه ترگمان]درودگر نامی برای قابلیت اطمینان دارد
[ترجمه گوگل]میزبان نامی برای قابلیت اطمینان دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Work done by a joiner ; fine woodwork.
[ترجمه ترگمان]کار با یک نجار، کاره ای چوبی زیبا انجام می شود
[ترجمه گوگل]کار توسط میز کار انجام می شود؛ آشپزخانه خوب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. ANGELIA JOINER is a staff writer for the Empire - Tribune.
[ترجمه ترگمان]ANGELIA joiner یک نویسنده حرفه ای برای امپراتوری - تریبون است
[ترجمه گوگل]ANGELIA JOINER نویسنده شخصی برای امپراطوری - تریبون است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. William Maugridge, joiner, but a most exquisite mechanic, and a solid, sensible man.
[ترجمه ترگمان]ویلیام Maugridge، نجار، نجار بسیار عالی و یک مرد عاقل و معقول بود
[ترجمه گوگل]ویلیام مگویرد، کاردین، اما یک مکانیک عالی و یک مرد محکم و محکم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The joiner shaved a thin strip off the edge of the door.
[ترجمه ترگمان]نجار از کنار در یک نوار باریکی را که از لبه در آویخته بود تراشید
[ترجمه گوگل]کاردینال یک نوار نازک را از لبه درب تراشیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Yes, we subcontract almost all the joiner work. This will save us lots of time.
[ترجمه ترگمان]بله، ما تقریبا همه کار joiner را انجام دادیم این کار زمان زیادی برای ما صرفه جویی می کند
[ترجمه گوگل]بله، تقریبا تمام کارهای زیر را به کار می گیریم این باعث می شود ما زمان زیادی را صرفه جویی کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. When I came to a place called Joiner, I saw a light a beer joint.
[ترجمه ترگمان]وقتی به جایی رسیدم به نام joiner، یک کافه آبجو دیدم
[ترجمه گوگل]وقتی من به محل به نام Joiner آمد، یک نوشیدنی آبجو را دیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. I don't think you'll persuade David to come along to tonight's meeting - he's not much of a joiner.
[ترجمه ترگمان]من فکر نمی کنم که تو دیوید را راضی کنی که به ملاقات امشب بیاید - او یک نجار بزرگ نیست
[ترجمه گوگل]فکر نمی کنم دیوید را متقاعد کنید که جلسه امشب را همراهی کند - او نه بیشتر از یک میز کار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

وصال (اسم)
tinker, joiner

تخصصی

[سینما] چسب زن [از دستیاران تدوین، لابراتوار یا دفتر پخش فیلم ]

به انگلیسی

• carpenter, craftsman who works with wood; person or thing who joins; person who tends to join clubs or associations
a joiner is a person who makes wooden window frames, door frames, and doors.

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما