jitters

/ˈdʒɪtərz//ˈdʒɪtəz/

معنی: وحشت، عصبانیت فوقالعاده
معانی دیگر: از کوره در رفته
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. the jitters
(عامیانه) دلهره،ترس و لرز،لرزه،دلشوره

2. before an examination, i always get the jitters
پیش از امتحان من همیشه دچار ترس و لرز می شوم.

3. I always get the jitters the morning before an exam.
[ترجمه Ti] من همیشه صبح قبل از امتحان استرس میگیرم
|
[ترجمه گوگل]من همیشه صبح قبل از امتحان عصبانی می شوم
[ترجمه ترگمان]من همیشه صبح قبل از امتحان از شدت عصبی میشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I always get the jitters before exams.
[ترجمه گوگل]من همیشه قبل از امتحان عصبانی می شوم
[ترجمه ترگمان] همیشه قبل از امتحان عصبی میشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The jitters are worst in the capital, where 61% of people are fearful of a terrorist attack.
[ترجمه گوگل]بدترین تنش ها در پایتخت است، جایی که 61 درصد مردم از حمله تروریستی می ترسند
[ترجمه ترگمان]The ها در پایتخت بدتر هستند، جایی که ۶۱ درصد مردم از یک حمله تروریستی می ترسند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I always get the jitters before I go on stage.
[ترجمه گوگل]من همیشه قبل از رفتن روی صحنه عصبانی می شوم
[ترجمه ترگمان]من همیشه قبل از اینکه برم روی سن عصبی میشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Jitters had been wounded early, and washed back to the landing craft.
[ترجمه گوگل]جیترز زود مجروح شده بود و به کشتی فرود رفت
[ترجمه ترگمان]Jitters زود مجروح شده بود و دوباره به اسکله فرود آمده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Like Jitters, she had knocked around the world a bit and wound up in Dead Rat.
[ترجمه گوگل]مانند جیترز، او کمی در سراسر جهان ضربه زده بود و در موش مرده زخمی شده بود
[ترجمه ترگمان]مثل Jitters، او دنیا را گاز زده بود و موش مرده را زخمی کرده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The jitters have reached the public.
[ترجمه گوگل]دلهره ها به افکار عمومی رسیده است
[ترجمه ترگمان]The به مردم رسیده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Jody tries to jog away the jitters.
[ترجمه گوگل]جودی سعی می‌کند تا از تنش‌ها دور شود
[ترجمه ترگمان]جودی \"سعی می کنه که از ترس فرار کنه\"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. But jitters about the deteriorating budget talks have driven yields steadily higher.
[ترجمه گوگل]اما نگرانی ها در مورد وخامت مذاکرات بودجه باعث شده است که بازدهی به طور پیوسته بالاتر رود
[ترجمه ترگمان]اما jitters در مورد بدتر شدن مذاکرات کسری بودجه به طور پیوسته بالاتر می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Another woman, comically strung-out, is interrupted in her jitters by a wounded man who tumbles hard through the cafe doors.
[ترجمه گوگل]زن دیگری که به طرز طنزآمیزی از پا در آمده است، توسط مردی مجروح که به سختی از درهای کافه می گذرد، با عصبانیت هایش قطع می شود
[ترجمه ترگمان]یک زن دیگر که از حالت مسخره ای بیرون امده است، از وحشت او توسط یک مرد زخمی که از در کافه بیرون می پرد، بریده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. But the jitters and anxieties usually associated with a starring role in a new play are nowhere to be seen.
[ترجمه گوگل]اما ناراحتی‌ها و اضطراب‌هایی که معمولاً با یک نقش اصلی در یک نمایش جدید مرتبط است، در هیچ کجا دیده نمی‌شود
[ترجمه ترگمان]اما the و anxieties معمولا با نقش بازی در بازی جدید در نظر گرفته می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Louise had pre-wedding jitters.
[ترجمه گوگل]لوئیز قبل از عروسی ناراحتی داشت
[ترجمه ترگمان] لوییز از ترس قبل از عروسی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

وحشت (اسم)
fear, dread, abhorrence, panic, terror, horror, fray, fright, funk, awe, jitters, trepidation

عصبانیت فوق العاده (اسم)
jitters

به انگلیسی

• fidgets, restlessness, state of nervous tension
the jitters are feelings of extreme nervousness that you get just before you have to do something important or when you are expecting important news; an informal word.

پیشنهاد کاربران

حرکات نامنظم
دلهره
دلهره، دلشوره
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما