jet off

پیشنهاد کاربران

to travel somewhere or leave a place by plane
eg:
I'm jetting off to London next week
🔸 معادل فارسی:
• با هواپیما رفتن / سفر هوایی کردن
• پرواز کردن ( به مقصدی خاص، معمولاً برای تفریح یا سفر )
• ترک کردن با هواپیما ( اغلب به صورت ناگهانی یا سریع )
🔸 مثال ها:
• "They decided to jet off to Paris for the weekend. "
...
[مشاهده متن کامل]

آنها تصمیم گرفتند برای آخر هفته به پاریس پرواز کنند.
• "She jetted off to Bali right after her final exam. "
او بلافاصله پس از امتحان نهایی به بالی پرواز کرد.
🔸 نکته:
تفاوت این اصطلاح با Fly، Take off، و Travel:
Fly به معنای پرواز کردن است و عمومی ترین و خنثی ترین گزینه محسوب می شود.
Take off به معنای بلند شدن هواپیما از زمین است ( مرحله ی خاص پرواز ) یا در معنای مجازی رفتن ناگهانی.
Travel به معنای سفر کردن است و می تواند با هر وسیله ی نقلیه ای باشد.
Jet off اما به طور خاص به سفر با هواپیما ( معمولاً جت ) و اغلب برای تفریح یا سفرهای کوتاه و هیجان انگیز اشاره دارد و حس سرعت، لذت، و غیررسمی بودن را منتقل می کند.
این اصطلاح در مکالمات غیررسمی، شبکه های اجتماعی، سفرنامه ها، و متون سبک ( مثل مجلات مسافرتی ) برای توصیف سفرهای هوایی سریع و لذت بخش به کار می رود.

پرواز کردن