jester

/ˈdʒestər//ˈdʒestə/

معنی: شوخ، دلقک
معانی دیگر: دلقک
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: someone who habitually jokes or acts playfully.
مترادف: comedian, joker, wag
مشابه: buffoon, character, clown, comic, cutup, kidder, prankster, punster, quipster, wit

(2) تعریف: in the European Middle Ages, someone hired, esp. by a noble, to tell jokes and, often, to make fun of court life.
مترادف: fool
مشابه: buffoon, clown, merry-andrew

جمله های نمونه

1. a court jester
دلقک دربار

2. Jester was an appaloosa stallion who had a very close relationship with his owner.
[ترجمه ترگمان]فضول یک اسب نر appaloosa بود که رابطه نزدیکی با صاحب خود داشت
[ترجمه گوگل]جاستر ناپلئون آپاتالوزا بود که ارتباط بسیار نزدیکی با مالکش داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The jester in Notker's story conveys the anxiety of men at the mercy of the king's will.
[ترجمه ترگمان]دلقک در داستان Notker، اضطراب مردان را در اختیار اراده پادشاه قرار می دهد
[ترجمه گوگل]شوخ طبعی در داستان نککر، اضطراب مردان را به رحمت اراده پادشاه منعکس می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He is a bit of a jester but great fun to be with.
[ترجمه ترگمان]او یک bit است، اما خیلی جالب است که با هم باشیم
[ترجمه گوگل]او کمی سرگرم کننده است اما سرگرم کننده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The jester brandished his bauble.
[ترجمه ترگمان]دلقک اسباب بازی خود را تکان می داد
[ترجمه گوگل]شوخ طبعی خود را خرد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Robin Hood: I know, he'll make me court jester.
[ترجمه ترگمان]من می دونم، اون منو تبدیل به یه دلقک می کنه
[ترجمه گوگل]رابین هود: من می دانم، او مرا به داد و فریاد می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He was a jester and a parcel poet.
[ترجمه ترگمان]او یک دلقک و یک شاعر بود
[ترجمه گوگل]او جاستر و شاعر بسته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Jester: He's headed to the control room in the basement.
[ترجمه ترگمان] دلقک، داره میره به اتاق کنترل تو زیرزمین
[ترجمه گوگل]جاستر: او به اتاق کنترل در زیرزمین رفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Everyone's mascot, jester, dogsbody, hoping to foil the punches by rolling over and begging for a pat on the head.
[ترجمه ترگمان]همه چیز خوش یمن است، دلقک، dogsbody، امیدوار است که با غلت زدن با مشت روی سرش ضربه بزند و سرش را نوازش کند
[ترجمه گوگل]طلسم زنانه، شوخ طبعی، بدن زن سگ، امیدوار است با پرت کردن و خجالت زدن برای سرخ کردن، مشت را خنثی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Jester: It's time for your spanking, my dear!
[ترجمه ترگمان]، دلقک! وقت for - ه، عزیزم
[ترجمه گوگل]جاستر: وقت آن رسیده است که دنیای شما را ببینی!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. You can change the compile command Jester uses in the jester. cfg file in Jester's main directory.
[ترجمه ترگمان]شما می توانید the دستوری را تغییر دهید که به صورت jester بکار می رود پرونده cfg در شاخه اصلی فضول
[ترجمه گوگل]شما می توانید فرمان کامپایل را تغییر دهید Jester در jester استفاده می کند فایل cfg در دایرکتوری اصلی Jester
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. A jester at the court of his master, indulged and disesteemed, winning a clement master's praise.
[ترجمه ترگمان]یک دلقک در دربار اربابش غرق شد و در حال بردن تحسین و ستایش یک استاد بزرگ از کلمنت بود
[ترجمه گوگل]یک جاستر در دادگاه استاد خود، تحسین و محروم شدن، برنده شدن ستایش استاد فکری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. My name is Jester, and I know a thing or two about this place.
[ترجمه ترگمان]اسم من فضول است و من یک یا دو چیز در این محل می دانم
[ترجمه گوگل]نام من Jester است، و من می دانم یک یا دو در مورد این مکان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Jester: Thanks for destroying the lock for me, devil boy!
[ترجمه ترگمان]، دلقک، ممنون که قفل رو برای من خراب کردی، پسر شیطون
[ترجمه گوگل]جاستر: با تشکر از اینکه قفل کردن برای من، پسر شیطان است!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

شوخ (اسم)
jocularity, jester, joker

دلقک (اسم)
fool, stooge, buffoon, jester, pierrot, harlequin, loblolly, tomfool, merry-andrew

به انگلیسی

• prankster, joker, one who makes jokes; one who works as a clown or entertainer (especially at a medieval court)
a jester is a man in former times whose job it was to amuse the king or queen, for example by telling jokes or performing tricks.

پیشنهاد کاربران

دلقک روزگار به انگلیسی مگه نمیشه timejester لطفا یکی راهنماییم کنه
ملیجک دربار - جوکر
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما