jaundice

/ˈdʒɒndəs//ˈdʒɔːndɪs/

معنی: زردی، یرقان، دچار یرقان کردن، برشک و حسد در افتادن
معانی دیگر: عداوت، غرض ورزی، دلزدگی، بد بینی، بدبین کردن، غرض آلود کردن، (پزشکی) یرقان، یرقان گرفتن یا دادن، دچار بیماری زردی شدن یا کردن، طب زردی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a disorder in which excessive amounts of bile get into the blood and cause yellowing of the skin and eyes, sluggishness, and loss of appetite.

(2) تعریف: a negative, cynical, or prejudiced attitude.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: jaundices, jaundicing, jaundiced
• : تعریف: to render (one or one's judgment) unreliable, as by jealousy, anger, or prejudice.
مشابه: bias

- His unhappy marriage jaundiced his outlook on women.
[ترجمه saeedkh] ازدواج ناموفق او باعث شده بود نسبت به زنان بد بین بشود
|
[ترجمه ترگمان] ازدواج ناخوشایند او به دور زن چشم دوخته بود
[ترجمه گوگل] ازدواج ناراضی او، چشم انداز خود را بر زنان تحریف کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. did you notice the jaundice in her expression?
آیا متوجه تلخی قیافه او شدی ؟

2. A yellowing of the skin indicates jaundice.
[ترجمه ترگمان]زردی پوست زردی را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]زرد شدن پوست نشان دهنده یرقان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Mild jaundice in the newborn is common and often clears without treatment.
[ترجمه ترگمان]یرقان خفیف در نوزاد در نوزاد عادی است و اغلب بدون درمان تمیز می شود
[ترجمه گوگل]زردی خفیف در نوزادان شایع است و اغلب بدون درمان می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Hepatic jaundice may be subdivided into two groups based on the type of bilirubin in excess, conjugated bilirubin or unconjugated bilirubin.
[ترجمه ترگمان]یرقان سفید ممکن است به دو گروه براساس نوع of در bilirubin اضافی، conjugated یا unconjugated تقسیم شود
[ترجمه گوگل]زردی کبدی ممکن است به دو گروه بر اساس نوع بیلی روبین بیش از حد، بیلی روبین کونژوگه یا بیلی روبین غیرقابل انسداد تقسیم شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She developed complications after the surgery including jaundice, infection, kidney failure and a heart attack.
[ترجمه ترگمان]او پس از جراحی از جمله یرقان، عفونت، نارسایی کلیه و حمله قلبی، مشکلاتی را ایجاد کرد
[ترجمه گوگل]او بعد از جراحی، از جمله زردی، عفونت، نارسایی کلیه و حمله قلبی، عوارض ایجاد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Also patron of jaundice sufferers. Feast day, August
[ترجمه ترگمان]همچنین حامی مبتلایان به یرقان بود روز بزرگداشت، آگوست
[ترجمه گوگل]همچنین حامی بیماران مبتلا به زردی است روز جشن، اوت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. However, there were complications that required additional surgery, jaundice possibly caused by gall-bladder disease, and pneumonia.
[ترجمه ترگمان]با این حال، مشکلاتی وجود دارند که به جراحی اضافی نیاز دارند، یرقان ممکن است ناشی از بیماری gall - مثانه و ذات الریه باشد
[ترجمه گوگل]با این حال، عوارضی وجود داشت که نیاز به جراحی اضافی داشت، زردی که احتمالا ناشی از بیماری ضایعات مثانه و پنومونی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. These included five reported deaths with jaundice in Northern Ireland.
[ترجمه ترگمان]این افراد شامل پنج مورد مرگ گزارش شده با یرقان سفید در ایرلند شمالی بودند
[ترجمه گوگل]این شامل پنج مورد مرگ و میر ناشی از زردی در ایرلند شمالی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Most of the patients developed ascites, jaundice, and encephalopathy that progressed even after interferon alfa was stopped.
[ترجمه ترگمان]اکثر بیماران ascites، یرقان و بیماری را توسعه دادند که حتی پس از اینترفرون متوقف شد
[ترجمه گوگل]اکثر بیماران مبتلا به آسیت، زردی و انسفالوپاتی بودند که حتی پس از درمان اینترفرون آلفا متوقف شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Some will have clinical illness with jaundice.
[ترجمه ترگمان]برخی از آن ها بیماری بالینی با یرقان دارند
[ترجمه گوگل]برخی از بیماری های بالینی با زردی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Neonatal physiologic jaundice due to an enzyme deficiency is hepatic in origin.
[ترجمه ترگمان]یرقان نوزادان در بدن به علت نقص آنزیم در اصل در کبد قرار دارد
[ترجمه گوگل]زردی فیزیولوژیکی نوزادان به علت کمبود آنزیمی در ابتدای کبد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Jealousy is the jaundice of the soul. John Dryden
[ترجمه ترگمان]حسادت، زردی روح است \" جان درایدن \"
[ترجمه گوگل]حسادت زردی روح است جان درایدن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Mig in hospital with horrible jaundice, me in the next room with suspected typhoid - but it wasn't!
[ترجمه ترگمان]mig در بیمارستان با یرقان هولناک، من در اتاق مجاور با بدگمانی - اما این طور نبود
[ترجمه گوگل]مگ در بیمارستان با زردی وحشتناک، من در اتاق بعدی با مشکوک خفیف - اما این نبود!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Therefore, the jaundice is caused by an increased concentration of unconjugated bilirubin.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، یرقان به دلیل افزایش غلظت of bilirubin ایجاد می شود
[ترجمه گوگل]بنابراین، زردی ناشی از افزایش غلظت بیلی روبین غیر مرتبط است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Jaundice associated with liver failure appeared without warning and was sometimes fatal.
[ترجمه ترگمان]Jaundice مرتبط با شکست کبد بدون هشدار ظاهر شد و گاهی هم مهلک بود
[ترجمه گوگل]زردی همراه با نارسایی کبدی بدون هشدار ظاهر شد و گاهی اوقات مرگبار بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

زردی (اسم)
autumn, jaundice, yellow, icterus

یرقان (اسم)
jaundice, icterus

دچار یرقان کردن (فعل)
jaundice

برشک و حسد در افتادن (فعل)
jaundice

تخصصی

[بهداشت] زردی - یرقان

به انگلیسی

• (medicine) disorder caused by an excess of bile in the blood (characterized by yellowness of the skin, lethargy and loss of appetite); cynical attitude, prejudice, bitterness
distort, prejudice, bias, warp
jaundice is a serious illness that makes your skin and eyes yellow.

پیشنهاد کاربران

علوم آزمایشگاهی
jaundice، ژاندیس
به طور خلاصه بیماری یرقان یا زردی را ژاندیس گویند
به عبارت دیگر وجود بیلی روبین در سرم خون بیمار را ژاندیس گویند.

مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما