jamboree

/ˌdʒæmbəˈriː//ˌdʒæmbəˈriː/

معنی: خوشی، جمبوری، مجمع پیشاهنگان
معانی دیگر: جمبوری (گردهمایی ملی یا بین المللی پیشاهنگان)، مهمانی پر سر و صدا، عیاشی و هیاهو
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: (informal) a noisy or enthusiastic party or celebration.
مترادف: bash, celebration
مشابه: carnival, festival, fete, jubilee, party, revel, revelry

(2) تعریف: a gathering of members from many places, esp. an international gathering, as of Boy Scouts.
مشابه: bash, convention, gathering, jubilee, meeting, rally

جمله های نمونه

1. The beer festival was a huge open-air jamboree with music, stalls and everyone enjoying themselves.
[ترجمه ترگمان]جشنواره آبجو یک فضای باز بزرگ با موسیقی، غرفه های و همه بود که از خود لذت می بردند
[ترجمه گوگل]جشنواره آبجو یک جابجایی عظیم در فضای باز با موسیقی، استخر و همه از خود لذت می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. If nothing else, the jamboree has done wonders for the national dress.
[ترجمه ترگمان]اگر چیز دیگری نباشد، jamboree برای لباس ملی شگفتی ایجاد کرده است
[ترجمه گوگل]اگر هیچ چیز دیگری نیست، جابجایی شگفتی برای لباس ملی انجام داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. For many, this outsized jamboree became both a new Pentecost and a New Jerusalem rolled into one.
[ترجمه ترگمان]برای بسیاری از آن ها جشن گل ریزان تازه جشن گل ریزان و یک Jerusalem جدید نیز به یکی از آن ها تبدیل شده بود
[ترجمه گوگل]برای بسیاری این jamboree بی نظیر هر دو پنطیکاست جدید و اورشلیم جدید به یکی تبدیل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. There will be a daylong jamboree, treasure hunt and barbecue on the Saturday.
[ترجمه ترگمان]مجمع daylong در روز شنبه برای شکار و کباب کردن در روز شنبه برگزار خواهد شد
[ترجمه گوگل]در روز شنبه یک جابجایی روزانه، شکار گنج و کباب وجود خواهد داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. But not everyone is welcoming the jamboree.
[ترجمه ترگمان]اما همه از the استقبال نمی کنند
[ترجمه گوگل]اما همه از استقبال جبگرایان خوشحال نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Unfortunately, we can't go to the jamboree.
[ترجمه ترگمان]متاسفانه، ما نمی توانیم به مجمع jamboree برویم
[ترجمه گوگل]متاسفانه، ما نمیتوانیم به جابجایی برویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The jamboree had less to do with selection than with celebration—and most conservatives feel they have a good deal to relish right now.
[ترجمه ترگمان]The با انتخاب کم تر از جشن بود - و بیشتر محافظه کاران احساس می کنند که در حال حاضر چیزهای خوبی برای لذت بردن دارند
[ترجمه گوگل]جابجایی با گزینه انتخاب کمتر از جشن بود - و اکثر محافظه کاران احساس می کردند که در حال حاضر به خوبی از آن لذت می برند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. What do you bring to the jamboree,darling,huh? Aside from those baby blues and a knife?
[ترجمه ترگمان]برای مجمع چی آوردی، عزیزم، ها؟ بغیر از اون بلوز آبی و یه چاقو؟
[ترجمه گوگل]عزیزم، به جابجایی چکار داری؟ جدا از آن کودک بلوز و یک چاقو؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. It is a jamboree by the politicians to focus attention away from the 16 years of democracy that have not delivered for the majority of black people in this country.
[ترجمه ترگمان]این یک jamboree از سوی سیاستمداران است که توجه خود را از ۱۶ سال دموکراسی که به اکثریت مردم سیاه پوست در این کشور تحویل نشده اند، جلب کنند
[ترجمه گوگل]این سیاستمدارانی هستند که توجه خود را از 16 سال دموکراسی متمایز می کنند که برای اکثریت سیاهان در این کشور تحویل داده نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Jamboree is a simple music player that has a D-BUS interface so that it can be told to play, go to the next song, change the volume, and so on.
[ترجمه ترگمان]Jamboree یک نوازنده موسیقی ساده است که دارای یک رابط D - BUS وابسته به D - BUS وابسته به آهنگ بعدی، تغییر حجم، و غیره است
[ترجمه گوگل]Jamboree یک دستگاه پخش موسیقی ساده است که دارای یک رابط D-BUS است تا از آن می توان گفت که برای پخش، رفتن به آهنگ بعدی، تغییر حجم و غیره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. It's a next - generation jamboree.
[ترجمه ترگمان]این یک jamboree نسل بعدی است
[ترجمه گوگل]این نسل بعدی jamboree است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Everything about the Shanghai jamboree is super-size, most prominently the China Pavilion, a red upside-down pyramid with floor space equivalent to 35 football fields.
[ترجمه ترگمان]همه چیز در مورد jamboree شانگهای بسیار بزرگ است، به طور برجسته غرفه چین، یک هرم قرمز وارونه با فضایی که معادل ۳۵ زمین فوتبال است
[ترجمه گوگل]همه چیز در مورد jamboree شانگهای فوق العاده است، برجسته ترین غرفه چینی، یک قرمز قرمز قرمز با فضای اتاق برابر 35 میدان فوتبال
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The limited nature of the jamboree reflects two aspects of contemporary Italy that are likely to have an impact on its affairs in 20
[ترجمه ترگمان]ماهیت محدود of، دو جنبه از ایتالیا معاصر را منعکس می کند که احتمالا بر امور آن در ۲۰ اثر می گذارد
[ترجمه گوگل]ماهیت محدود جابجایی نشان دهنده دو جنبه از ایتالیا معاصر است که احتمالا تا 20
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Rising early, Miss Lodsworth prayed that it would continue fine and her guides would find enjoyment as well as fulfilment in their Jamboree.
[ترجمه ترگمان]صبح زود از خواب برمی خاست، و خانم Lodsworth دعا می کرد که به خوبی ادامه پیدا کند و her به خوبی در Jamboree پیدا خواهد شد
[ترجمه گوگل]خانم لودسورث، زودتر از اوایل، دعا می کرد که این کار را ادامه دهد و راهنماهای او لذت بردن و همچنین تحقق در جامبوری را پیدا خواهند کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Had they felt a flicker of disrespect, he wondered, dressing for a jamboree which was now more like a wake?
[ترجمه ترگمان]در این فکر بود که آیا آن ها از بی احترامی نسبت به مجمع jamboree که اکنون شبیه یک خواب است یا نه؟
[ترجمه گوگل]اگر آنها فریاد نیرنگ را احساس کردند، او تعجب کرد، برای یک جابجایی که در حال حاضر بیشتر شبیه یک بیداری بود، شگفت زده شد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

خوشی (اسم)
fun, rejoicing, gaiety, glee, exhilaration, mirth, merriment, spree, solace, pleasure, delight, joy, enjoyment, gust, ball, frolic, festivity, gasser, jollification, consolation, joyfulness, gladness, jollity, merrymaking, lark, hilarity, jamboree, jocundity, pleasance, joyance, laverock

جمبوری (اسم)
jamboree

مجمع پیشاهنگان (اسم)
jamboree

به انگلیسی

• riotous celebration, noisy festivity; international boy scout or girl scout rally
a jamboree is a party or celebration which a large number of people go to.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیخوشی، جمبوری، مجمع پیشاهنگانمعانی متفرقهجمبوری ( گردهمایی ملی یا بین المللی پیشاه ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • ( 1 ) تعریف: ( informal ) a noisy or enthusiastic party or celebration. • متراد ...جمله های نمونه1. The beer festival was a huge open - air jamboree with music, stalls and everyone enjoying themselv ...مترادفخوشی ( اسم ) fun, rejoicing, gaiety, glee, exhilaration, mirth, merriment, spree, solace, pleasure ...انگلیسی به انگلیسیriotous celebration, noisy festivity; international boy scout or girl scout rally a jamboree is a pa ...
معنی jamboree، مفهوم jamboree، تعریف jamboree، معرفی jamboree، jamboree چیست، jamboree یعنی چی، jamboree یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف j، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف j، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف j، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف j
کلمه بعدی: jamborite
اشتباه تایپی: تشئذخقثث
آوا: /جمبری/
عکس jamboree : در گوگل
معنی jamboree

پیشنهاد کاربران

پارتی ( دختر و پسر )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما