jabberer
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• وراج / پرحرف
• تندتند و نامفهوم حرف زننده
• ( عامیانه ) چرت وپرت گو / یاوه گو
• ( با بار تحقیرآمیز ) ژاژخای / چاخان گو
🔸 مثال ها:
• The jabberer next to me talked through the entire flight.
... [مشاهده متن کامل]
آن پرحرف کنار من تمام پرواز را حرف زد.
• He's just a jabberer; don't take his words seriously.
او فقط یک یاوه گوست؛ حرف هایش را جدی نگیر.
• The meeting was ruined by a loud jabberer in the back row.
آن جلسه با یک پرحرف بلندصدای ردیف آخر خراب شد.
• وراج / پرحرف
• تندتند و نامفهوم حرف زننده
• ( عامیانه ) چرت وپرت گو / یاوه گو
• ( با بار تحقیرآمیز ) ژاژخای / چاخان گو
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
آن پرحرف کنار من تمام پرواز را حرف زد.
او فقط یک یاوه گوست؛ حرف هایش را جدی نگیر.
آن جلسه با یک پرحرف بلندصدای ردیف آخر خراب شد.