برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1642 100 1
شبکه مترجمین ایران

jump in


توی حرف دیگری دویدن

واژه jump in در جمله های نمونه

1. Jump in, Mary. The water is warm in the pool.
[ترجمه ترگمان]مری، زود بپر! آب در استخر گرم است
[ترجمه گوگل]پرش در ماری آب در استخر گرم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The sportswear company reports a jump in sales since the Olympics.
[ترجمه ترگمان]شرکت پوشاک ورزشی از زمان برگزاری المپیک از یک پرش در فروش خبر می‌دهد
[ترجمه گوگل]شرکت پوشاک ورزشی از زمان بازی های المپیک، فروش فروش را گزارش می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There has been a jump in the price of food.
[ترجمه ترگمان]یک پرش در قیمت غذا انجام شده‌است
[ترجمه گوگل]قیمت مواد غذایی در حال افزایش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The jump in business confidence has been mirrored by the increase in employment.
[ترجمه ترگمان]جهش در اعتماد به کسب و کارها با افزایش اشتغال منعکس شده‌است
[ترجمه گوگل]پرش در اعتماد به کسب و کار توسط افزایش اشتغال نشان داده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را ...

معنی عبارات مرتبط با jump in به فارسی

با اشتیاق و صمیمیت وارد کاری شدن

jump in را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهرا سادات
دخالت کردن
Equalizer
وقتی کسی داره حرف میزنه بپری وسط حرفش
یعنی enter a conversation
گلبرگ
انجام دادن
mahsa
To begin or undertake something quickly, enthusiastically, and without trepidation
مهسا
To begin or undertake something quickly, enthusiastically, and without trepidation
سمیعی
مشارکت کردن, خود را دخیل کردن
الهام
وسط حرف دیگران پریدن
Sara
Enter a conversation

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی jump in

کلمه : jump in
املای فارسی : جامپ این
اشتباه تایپی : تعئح هد
عکس jump in : در گوگل

آیا معنی jump in مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )