برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1542 100 1
شبکه مترجمین ایران

juicy

/ˈdʒuːsi/ /ˈdʒuːsi/

معنی: ابدار، باطراوت، بارانی، شاداب، پر اب، شیرهدار
معانی دیگر: (میوه و سبزی و غیره) آبدار، (عامیانه) جالب، گیرا، پرآب و تاب، (عامیانه) پرنان و آب، پرسود

بررسی کلمه juicy

صفت ( adjective )
حالات: juicier, juiciest
مشتقات: juicily (adv.), juiciness (n.)
(1) تعریف: having a great amount of juice; succulent.
متضاد: dry

(2) تعریف: interesting for gossip, often because of a somewhat scandalous nature; titillating.
متضاد: dull

- a juicy rumor
[ترجمه ترگمان] یک شایعه آبدار
[ترجمه گوگل] یک شایعه شاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه juicy در جمله های نمونه

1. juicy peaches
هلوهای آبدار

2. a juicy contract
قرارداد پردرآمد

3. a juicy story
داستان پرآب و تاب

4. The pineapple was sweet and juicy.
[ترجمه ترگمان]آناناس شیرین و آبدار بود
[ترجمه گوگل]آناناس شیرین و آبدار بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Want to hear a juicy bit of news?
[ترجمه ترگمان]میخوای یه کم خبر تازه بشنوی؟
[ترجمه گوگل]میخواهید کمی کمی از اخبار بشنوید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. There's nothing better than a nice juicy peach!
[ترجمه ترگمان]هیچ چیز بهتر از یک هلو آبدار نیست
[ترجمه گوگل]هیچ چیز بهتر از یک هلو آبدار خوب نیست!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She bit into a ripe juicy pear.
[ترجمه ترگمان]یک گلابی پخته و آبدار را گاز گرفت
[ترجمه گوگل] ...

مترادف juicy

ابدار (صفت)
rude , lush , aqueous , juicy , succulent , hydrous , watery , humid
باطراوت (صفت)
clean , fresh , juicy
بارانی (صفت)
juicy , wet , drippy , rainy , pluvial
شاداب (صفت)
floriferous , lush , juicy , succulent
پر اب (صفت)
ripe , lush , juicy , watery , having high water level
شیرهدار (صفت)
juicy

معنی کلمه juicy به انگلیسی

juicy
• filled with juice, containing juice; sensational, scandalous; profitable
• a fruit or other food that is juicy has a lot of juice in it.
• juicy also means interesting or exciting, or containing scandal; an informal use.
juicy fruit
• fruit which contains a large amount of juice
juicy story
• sensational story

juicy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عليرضا كريمي وند
شاداب. شيره دار پر آب آبدار
مسعود طلایی
اطلاعات مهم و شوکه کننده(خصوصا در مورد رفتارهای جنسی مردم)
میثم علیزاده
● آبدار
● دست اول، اطلاعات مهم( مخصوصا در مورد زندگی شخص)
● مَشتی، باحال( معمولا در مورد کار وو حرفه)
● پرسود، به قول خودمون "تُپُل" یعنی کاری کی پول توشه
گلی افجه
دست اول و تازه ( در مورد شایعه )
متین خدایی
آبدار
Farhood
succulent=

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی juicy

کلمه : juicy
املای فارسی : جویکی
اشتباه تایپی : تعهزغ
عکس juicy : در گوگل

آیا معنی juicy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )