برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1541 100 1
شبکه مترجمین ایران

jammed

/ʤæmd/ /ʤæmd/

واژه jammed در جمله های نمونه

1. fans jammed the hall
علاقمندان سالن را پر کرده بودند.

2. he jammed his gun
او باعث شد هفت تیرش گیر کند.

3. he jammed the brakes on and the passengers were thrown forward
او ترمز کرد و مسافران به جلو پرتاب شدند.

4. floating logs jammed the river
الوار شناور،رودخانه را بند آورده بود.

5. the child jammed his finger into the bottle and could not get it out
بچه انگشت خود را در بطری چپاند و نمی‌توانست آن را خارج کند.

6. they had jammed nine people into a five- passenger car
آنها نه نفر را در اتومبیل پنج نفری چپانده بودند.

7. the overheated motor jammed
موتور داغ از کار افتاد (گیر کرد).

8. the rifle is jammed
تفنگ گیر کرده است.

9. the traffic was jammed by the crowd of demonstrators
انبوه تظاهر کنندگان رفت و آمد را بند آورده بوند.

10. he got his thumb jammed in the door
شست دستش لای درب گیر کرد (و ضرب دید).

11. the typewriter keys have become jammed
کلیدهای ماشین تحریر در هم گیر کرده‌اند.

12. when the river tide rose, the jammed logs broke free (or broke loose) tow ...

معنی کلمه jammed به انگلیسی

jammed
• wedged, pressed, packed, full, crowded, squeezed; stuck, caught; disrupted (as of a radio signal)
his brakes jammed
• his brakes stuck, his brakes failed, he was unable to stop the vehicle due to a brake failure

jammed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سلیمان اصلان گیر
گیرپاچ کرده
مسعود رنجبر
فشرده شده..
بسته بندی شده
پر شده
گیر کرده
مختل شده
شلوغ شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی jammed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )