برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1643 100 1
شبکه مترجمین ایران

Jittery

/ˈdʒɪtəri/ /ˈdʒɪtəri/

معنی: متلاطم، وحشت زده و عصبی
معانی دیگر: دچار دلهره، با ترس و لرز، دچار دلشوره، رعشه دار، (عامیانه)

بررسی کلمه Jittery

صفت ( adjective )
• : تعریف: having or showing nervousness or apprehensiveness; shaky.
مشابه: apprehensive, jumpy, nervous, shaky

- He was jittery before the interview, but he was fine once it started.
[ترجمه ترگمان] قبل از مصاحبه هم وحشت کرده بود، اما وقتی شروع شد حالش خوب بود
[ترجمه گوگل] او قبل از مصاحبه جرات داشت، اما زمانی که شروع شد، خوب بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Too much coffee makes me jittery.
[ترجمه ترگمان] قهوه زیاد منو عصبی میکنه
[ترجمه گوگل] قهوه بیش از حد باعث ترس و اضطراب من می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Jittery در جمله های نمونه

1. too much coffee makes him jittery
(نوشیدن) قهوه‌ی زیاد او را عصبی می‌کند.

2. when she entered the dark room, she became jittery
وقتی وارد اتاق تاریک شد دچار دلهره شد.

3. I get really jittery if I drink too much coffee.
[ترجمه ترگمان]من خیلی ناراحت میشم اگه زیادی قهوه بخورم
[ترجمه گوگل]اگر قهوه بیش از حد بخورم، واقعا جرات می خواهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I felt jittery before going on stage.
[ترجمه ترگمان]قبل از رفتن به صحنه احساس وحشت کردم
[ترجمه گوگل]قبل از رفتن به مرحله، احساس خجالت می کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It was probably the tension that made him jittery.
[ترجمه ترگمان]احتمالا فشار عصبی که باعث شد وحشت زده بشه
[ترجمه گوگل]احتمالا این تنش بود که او را تکان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. International investors have become jittery about the country's economy.
...

مترادف Jittery

متلاطم (صفت)
agitated , jumpy , flustered , unruly , tempestuous , stormy , jittery
وحشت زده و عصبی (صفت)
jittery

معنی کلمه Jittery به انگلیسی

jittery
• fidgety, restless, nervous, tense
• someone who is jittery feels extremely nervous; an informal word.

Jittery را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sunflower
عصبی، نا آرام
Farhood
دچار دلهره، با ترس و لرز، وحشت زده و عصبی

US Officials in Mideast to Reassure Jittery Allies over Iran

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی jittery

کلمه : jittery
املای فارسی : جیتری
اشتباه تایپی : تهففثقغ
عکس jittery : در گوگل

آیا معنی Jittery مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )