برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1463 100 1

Jambalaya

/ˌdʒæmbəˈlaɪə/ /ˌdʒæmbəˈlaɪə/

معنی: اش شله قلمکار
معانی دیگر: (آشپزی کرئول ها creole) تاس کباب برنج و میگو (یا خرچنگ یا جوجه و غیره) با سبزی و ادویه ی زیاد

بررسی کلمه Jambalaya

اسم ( noun )
• : تعریف: a Creole dish of rice cooked with ham, chicken, shrimp, oysters, and the like, and seasoned with herbs and spices.

واژه Jambalaya در جمله های نمونه

1. Gumbo, rice dressings and Jambalaya are all one-pot dishes, which are perfect for feeding large numbers.
[ترجمه ترگمان]gumbo، لباس برنج و Jambalaya همه غذاهای one هستند که برای تغذیه اعداد بزرگ مناسب هستند
[ترجمه گوگل]گومبو، سس سویا و Jambalaya همه ظرف یک ظرف است که مناسب برای تغذیه تعداد زیادی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Jambalaya, craw- fish pie, fillet gumbo.
[ترجمه ترگمان]پای fish، پای ماهی، ماهیچه gumbo
[ترجمه گوگل]جمبلایا، ماهی قزل آلا، فوم گومبو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The dishes include Jambalaya stew, pecan pie and roasted salmon.
[ترجمه ترگمان]این غذاها شامل خورش بادام‌زمینی، کیک pecan و سالمون roasted می‌باشند
[ترجمه گوگل]ظروف شامل خورش مرغ، گردو گردویی و ماهی قزل آلا بو داده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Jambalaya and craw fish pie and fillet gumbo.
[ترجمه ترگمان]پای ماهی Jambalaya و craw و fillet gumbo
[ترجمه گوگل]جمبلایا و پای خمیر ماهی و گومبو فیله
[ترجمه شما] ...

مترادف Jambalaya

اش شله قلمکار (اسم)
patchwork , hodgepodge , jambalaya , mishmash , hotchpotch

معنی کلمه Jambalaya به انگلیسی

jambalaya
• (cuisine) creole stew consisting of rice and shrimp

Jambalaya را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Armita
شامل برخی از غذا های سنتی میشود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی jambalaya
کلمه : jambalaya
املای فارسی : جمبلیا
اشتباه تایپی : تشئذشمشغش
عکس jambalaya : در گوگل

آیا معنی Jambalaya مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران