ivory

/ˈaɪvəri//ˈaɪvəri/

معنی: عاج، رنگ عاج، دندان فیل، عاجی
معانی دیگر: (رنگ) عاجی، کرم، سپید مایل به زرد، از عاج، (جمع - عامیانه) هر چیز عاج سان: دندان، تاس (نرد)، (بیلیارد و غیره) توپ، گوی، پیلسته، دندان پیل، پیل دندان، دن تین، عاج دندان (به هر شکل)، (جمع) عاج مانند، شی ساخته شده از عاج
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: ivories
(1) تعریف: the hard, white, toothlike substance that forms the tusks of elephants and other animals.

(2) تعریف: an article such as a carving that is made of this or a similar substance.

(3) تعریف: an elephant tusk.

(4) تعریف: a pale yellowish white color.

(5) تعریف: (informal; often pl.) something made of or resembling ivory, such as piano keys, dice, or a set of human teeth.
صفت ( adjective )
(1) تعریف: composed or made of ivory.

- an ivory inlay
[ترجمه ترگمان] یک inlay که از عاج بود،
[ترجمه گوگل] تزئین عاج
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: of or pertaining to the color ivory.

جمله های نمونه

1. ivory white
سپید عاجی

2. an ivory box
جعبه ی (ساخته شده از) عاج

3. he inlays the table with ivory
او با عاج میز را خاتم کاری می کند.

4. My shirt is more ivory colour than white.
[ترجمه ترگمان]پیراهن من از رنگ عاج بیشتر است تا سفید
[ترجمه گوگل]پیراهن من بیشتر از رنگ سفید عاج است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They don't really, in their ivory towers, understand how pernicious drug crime is.
[ترجمه ترگمان]آن ها واقعا، در برج های عاج شان، درک می کنند که جنایت تا چه حد خطرناک است
[ترجمه گوگل]آنها واقعا در برجهای عاج خود نمی فهمند که جرم و جنایت مواد مخرب چیست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The beads were carved from solid ivory.
[ترجمه ترگمان]مهره ها از عاج محکم تراشیده شده بود
[ترجمه گوگل]دانه ها از عاج جامد حک شده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He showed him how to blow into the ivory mouthpiece.
[ترجمه ترگمان]به او نشان داد که چگونه دهن عاج را منفجر کند
[ترجمه گوگل]او به او نشان داد چگونه می تواند به دهان عضله ضربه بزند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The EU is demanding an end to the ivory trade.
[ترجمه ترگمان]اتحادیه اروپا خواستار پایان دادن به تجارت عاج است
[ترجمه گوگل]اتحادیه اروپا خواستار پایان تجارت عاج است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The ivory gull often follows polar bears to feed on the remains of seal kills.
[ترجمه ترگمان]مرغ دریایی عاج اغلب به دنبال خرس های قطبی است که از بقایای of تغذیه می کنند
[ترجمه گوگل]قورباغه عاج اغلب به دنبال خرس های قطبی برای تغذیه باقی می ماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The export of ivory is now strictly controlled.
[ترجمه ترگمان]اکنون صادرات عاج به شدت تحت کنترل است
[ترجمه گوگل]صادرات عاج در حال حاضر به شدت کنترل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. There is no legal market for African ivory, which is good news for the elephants.
[ترجمه ترگمان]هیچ بازار قانونی برای عاج آفریقا وجود ندارد که خبر خوبی برای فیل ها است
[ترجمه گوگل]هیچ بازار حقوقی برای عاج آفریقایی وجود ندارد، که خبر خوبی برای فیل ها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Elephants used to be hunted for the ivory from their tusks.
[ترجمه ترگمان]فیل ها به خاطر عاج شان از tusks شکار می کردند
[ترجمه گوگل]فیل ها برای عاج از سگ های خود شکار می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Academics sitting in ivory towers have no understanding of what is important for ordinary people.
[ترجمه ترگمان]آکادمیک که در برج های عاج نشسته اند هیچ درکی از آنچه برای مردم عادی اهمیت دارد ندارند
[ترجمه گوگل]دانشگاهیان که در برجهای عاج نشسته اند، درک نمی کنند که برای مردم عادی اهمیت دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. My grandmother has some jewelry made of ivory.
[ترجمه ترگمان]مادربزرگم مقداری جواهر از عاج دارد
[ترجمه گوگل]مادر بزرگ من برخی از جواهرات ساخته شده از عاج است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The Ivory Coast became the world's leading cocoa producer.
[ترجمه ترگمان]ساحل عاج بزرگ ترین تولید کننده کاکائو شد
[ترجمه گوگل]ساحل عاج تولید کننده پیشرو در تولید کاکائو جهان شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

عاج (اسم)
ivory, tusk

رنگ عاج (اسم)
ivory

دندان فیل (اسم)
ivory

عاجی (صفت)
ivory, made of ivory

به انگلیسی

• hard white substance which makes up the tusks of elephants and other animals; something made from ivory; elephant tusk; yellowish white color; tooth (slang)
of or like ivory, made of ivory; creamy white
ivory is the substance which forms the tusks of elephants. it is valuable, and is often used to make ornaments.

پیشنهاد کاربران

[رنگ]

استخوانی
Ivory : ماده ای که دندان یا عاج از آن ساخته میشود. درواقع tusk از جنس ivory است. اما گاهی به جای ivory tusk از ivory استفاده میشود که مجاز از عاج یا دندان بزرگ است.
Tusk : عاج، دندان بزرگ
شیری ، سفید مایل به زرد
✔️ ( رنگ ) عاجی

In the centre of the hall stood a colossal wooden statue, decorated in ivory and gold
Noun - countable - informal :
کلید پیانو
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما