در حال ساکن شدن، در حال آرام گرفتن، در حال فرو نشستن ( مثل گرد و غبار یا مایع ) ، یا در حال حل شدن ( مشکل ) .
مثال ها:
۱. The dust is settling after the storm, so we can go outside now.
گرد و غبار پس از طوفان در حال آرام گرفتن ( روی زمین نشستن ) است، بنابراین اکنون می توانیم بیرون برویم.
... [مشاهده متن کامل]
۲. Don't shake the bottle; the mixture is settling.
بطری را تکان نده؛ مخلوط در حال ته نشین شدن است.
۳. The argument is over, and everyone's nerves are settling.
بحث تمام شده و اعصاب همه در حال آرام شدن است.
مثال ها:
گرد و غبار پس از طوفان در حال آرام گرفتن ( روی زمین نشستن ) است، بنابراین اکنون می توانیم بیرون برویم.
... [مشاهده متن کامل]
بطری را تکان نده؛ مخلوط در حال ته نشین شدن است.
بحث تمام شده و اعصاب همه در حال آرام شدن است.