🔸 معادل فارسی:
• از دستم در رفت ( از مسئولیت یا مالکیت )
• از گردن من برداشته شد، دیگر به من مربوط نیست
• خلاص شدم ( از یک کار یا مسئولیت )
• از دستم خارج شد ( فروختم یا بخشیدم )
• دیگر به عهده من نیست
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
"If you want that old couch, you can have it for free. I just want it off my hands. "
اگر آن مبل قدیمی را می خواهی، می توانی مجانی برش برداری. فقط می خواهم از دستش خلاص شوم.
"Once the final invoice is paid, this project will finally be off my hands. "
وقتی آخرین فاکتور پرداخت شد، این پروژه بالاخره تمام می شود.
"He couldn't wait to get the stolen goods off his hands before the police showed up. "
نمی توانست صبر کند کالاهای دزدی را قبل از آمدن پلیس از دستش در ببرد ( دور بریزد یا بفروشد ) .
• از دستم در رفت ( از مسئولیت یا مالکیت )
• از گردن من برداشته شد، دیگر به من مربوط نیست
• خلاص شدم ( از یک کار یا مسئولیت )
• از دستم خارج شد ( فروختم یا بخشیدم )
• دیگر به عهده من نیست
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
اگر آن مبل قدیمی را می خواهی، می توانی مجانی برش برداری. فقط می خواهم از دستش خلاص شوم.
وقتی آخرین فاکتور پرداخت شد، این پروژه بالاخره تمام می شود.
نمی توانست صبر کند کالاهای دزدی را قبل از آمدن پلیس از دستش در ببرد ( دور بریزد یا بفروشد ) .
اختیارش دست من نیست
کار به دست من نیست
کار به دست من نیست