it's hot

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( غذا ) تند است، پرادویه است
• ( محبوب/پرطرفدار ) داغ است، پرطرفدار است، ترند است
• ( جذابیت فیزیکی ) خوشگل است، سکسی است ( عامیانه )
• ( اخبار/موضوع ) داغ است، حساس است
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
( تندی غذا )
"Thai food is often very hot compared to Persian cuisine. "
غذای تایلندی معمولاً در مقایسه با غذاهای ایرانی خیلی تند است.
( محبوبیت )
"Virtual reality is hot in the tech world right now. "
واقعیت مجازی این روزها در دنیای فناوری داغ است.
( جذابیت فیزیکی – عامیانه )
"She walked into the room and everyone thought, 'Wow, she's hot'. "
او وارد اتاق شد و همه فکر کردند، وای، چه خوشگله.

🔸 معادل فارسی ( معنای تحت تعقیب ) :
• تحت تعقیب است ( عامیانه )
• پلیس به دنبالش است، فراری است
• ( برای کالا ) مسروقه و قابل ردیابی
مثال ( فرد تحت تعقیب ) :
"The robber can't show his face anywhere – he's hot. "
...
[مشاهده متن کامل]

آن دزد هیچ جا نمی تواند صورتش را نشان دهد – تحت تعقیب است.
مثال ( کالای دزدی ) :
"Don't buy that laptop; it's hot. "
آن لپ تاپ را نخر؛ اموال دزدی است و ردگیری می شود.