it's crooked

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
۱. معنای ظاهری:
• کج است.
• صاف نیست.
• نامیزان است.
۲. معنای استعاری ( بسیار رایج ) :
• فاسد است.
• تقلبی و ناعادلانه است.
• حقه ای در کار است.
• سالم و درست نیست.
...
[مشاهده متن کامل]

• پشت پرده اش فساد یا تقلب وجود دارد.
🔸 مثال ها:
( معنای ظاهری )
• The picture is crooked.
تابلو کج است.
• Your tie is crooked.
کراواتت کج شده است.
( معنای استعاری )
• The whole system is crooked.
کل این سیستم فاسد است.
• Don't trust him. He's crooked.
به او اعتماد نکن. او آدم فاسدی است.
• Many people believe the election was crooked.
بسیاری از مردم معتقدند که انتخابات ناعادلانه یا همراه با تقلب بوده است.

کجه