🟤It has been ages/It has been a while تفاوت🟤
هر دو عبارت برای گفتن این استفاده می شوند که مدتی از آخرین باری که کاری انجام داده ایم یا کسی را دیده ایم گذشته است، اما تفاوت اصلی آن ها در میزان طولانی بودن مدت و تأکیدی است که روی آن داریم.
... [مشاهده متن کامل]
🟫It has been a while
یعنی:
مدتی می گذره/ یه مدتی شده
این عبارت معمولاً برای زمانی استفاده می شه که مدت قابل توجهی گذشته، اما لزوماً نمی خوایم روی خیلی طولانی بودنش تأکید کنیم.
این مدت می تونه مثلاً چند روز، چند هفته یا چند ماه باشه، زمان مشخصی نداره و کاملاً به موقعیت بستگی داره.
مثال:
It has been a while since I went to the gym.
مدتی می شود که به باشگاه نرفته ام.
It's been a while since we last talked.
مدتی از آخرین باری که با هم حرف زدیم می گذرد.
I need to practice more; it has been a while since I played the piano.
باید بیشتر تمرین کنم؛ مدتی می شود که پیانو نزده ام.
It's been a while, but I think I remember you!
مدتی گذشته، ولی فکر کنم شما رو یادم میاد!
🟫It has been ages
یعنی:
خیلی وقته/ سالیان ساله/ قرن هاست!
این عبارت برای تأکید روی خیلی طولانی به نظر رسیدن مدت زمان استفاده می شه و معمولاً حالت اغراق آمیز و احساسی داره .
مثال:
It has been ages since I saw you last! How are you?
خیلی وقته ندیدمت! چطوری؟
It's been ages since I watched that movie.
خیلی وقته اون فیلم رو ندیدم.
I haven't had fast food in ages!
خیلی وقته فست فود نخوردم!
It feels like ages since we went on vacation.
انگار قرن هاست که به تعطیلات نرفتیم.
a while → مدتی / یه مدتی
ages → خیلی وقته / مدت خیلی زیادیه
🟣 یک مکالمه کوتاه
A: Hey! It's been ages! Where have you been?
هی! خیلی وقته ندیدمت! کجا بودی؟
B: I know, right? I was traveling for a year. But it's been a while since I got back.
می دونم، مگه نه؟ یک سال در سفر بودم. ولی از وقتی برگشتم فقط یه مدتی می گذره.
A: Oh, so it's been a while, not ages? Still, good to see you!
اوه، پس فقط یه مدتی گذشته، نه اینکه خیلی وقت باشه؟ با این حال، خوشحالم می بینمت!
هر دو عبارت برای گفتن این استفاده می شوند که مدتی از آخرین باری که کاری انجام داده ایم یا کسی را دیده ایم گذشته است، اما تفاوت اصلی آن ها در میزان طولانی بودن مدت و تأکیدی است که روی آن داریم.
... [مشاهده متن کامل]
یعنی:
مدتی می گذره/ یه مدتی شده
این عبارت معمولاً برای زمانی استفاده می شه که مدت قابل توجهی گذشته، اما لزوماً نمی خوایم روی خیلی طولانی بودنش تأکید کنیم.
این مدت می تونه مثلاً چند روز، چند هفته یا چند ماه باشه، زمان مشخصی نداره و کاملاً به موقعیت بستگی داره.
مثال:
مدتی می شود که به باشگاه نرفته ام.
مدتی از آخرین باری که با هم حرف زدیم می گذرد.
باید بیشتر تمرین کنم؛ مدتی می شود که پیانو نزده ام.
مدتی گذشته، ولی فکر کنم شما رو یادم میاد!
یعنی:
خیلی وقته/ سالیان ساله/ قرن هاست!
این عبارت برای تأکید روی خیلی طولانی به نظر رسیدن مدت زمان استفاده می شه و معمولاً حالت اغراق آمیز و احساسی داره .
مثال:
خیلی وقته ندیدمت! چطوری؟
خیلی وقته اون فیلم رو ندیدم.
خیلی وقته فست فود نخوردم!
انگار قرن هاست که به تعطیلات نرفتیم.
a while → مدتی / یه مدتی
ages → خیلی وقته / مدت خیلی زیادیه
🟣 یک مکالمه کوتاه
هی! خیلی وقته ندیدمت! کجا بودی؟
می دونم، مگه نه؟ یک سال در سفر بودم. ولی از وقتی برگشتم فقط یه مدتی می گذره.
اوه، پس فقط یه مدتی گذشته، نه اینکه خیلی وقت باشه؟ با این حال، خوشحالم می بینمت!
چند وقته نیستی
خیلی وقته
خیلی وقت گذشته
چند وقتی میشه
خیلی وقته
خیلی وقت گذشته
چند وقتی میشه
این عبارات مترادفند:
“It's been a long time, ”
“It's been a while”
"it's been a minute"
یه مدتیه ندیدمت
مشتاق دیدار
خیلی وقت است که یک دیگر را ندیده ایم ( از زمانی که صحبت کرده ایم )
وقتی کسی رو خیلی وقته ندیدید و میخواهید باهاش سلام و احوال پرسی کنید این جمله رو میگید.
وقتی چیزی برای مدت طولانی اتفاق نیفتاده است،