it's a stretch

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• کمی دور از ذهن است
• کمی گزاف گویی است
• به زور می شود قبول کرد
• کمی سخت است باور کرد
مثال؛
"Do you think he'll pay us back?" "That's a stretch. He's broke. "
"فکر می کنی پولمان را پس بدهد؟" "این کمی دور از ذهن است. او پولش را ندارد. "
...
[مشاهده متن کامل]

Finishing the marathon in under three hours is a stretch for a beginner.
تمام کردن ماراتن زیر سه ساعت برای یک مبتدی خیلی سخت است.
Connecting those two unrelated events is a stretch.
ربط دادن آن دو رویداد نامرتبط کمی گزافه است.
Our budget is already tight; buying new equipment would be a financial stretch.
بودجه مان در حال حاضر تنگ است؛ خرید تجهیزات جدید از نظر مالی بسیار دشوار خواهد بود.