it's a pain

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
دردسره، اذیت کننده ست
حوصله سربره، کلافه کننده ست
( در مفهوم گسترده تر ) چیزی که انرژی، وقت یا حوصله می بره و ارزشش رو نداره
🔸 مثال ها:
"Commuting every day is such a pain. "
...
[مشاهده متن کامل]

هر روز رفت وآمد کردن واقعاً دردسره.
"It's a pain having to fill out all these forms. "
پر کردن همه این فرم ها خیلی اذیت کننده ست.
"I know it's a pain, but we have to do it anyway. "
می دونم دردسره، ولی به هر حال باید انجامش بدیم.
⚠️ نکته جالب: pain اینجا به درد جسمی اشاره نداره — کاملاً استعاریه و به زحمت، مشقت و کلافگی اشاره داره.
این عبارت با اشکال مختلف میاد:
"What a pain!" — چه دردسری!
"He's such a pain. " — چقدر اذیت کننده ست ( درباره آدم )
"It's a pain to deal with. " — سروکله زدن باهاش دردسره