it's a muddy road

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی ( در کاربرد مجازی ) :
• راه دشوار / مسیر پرپیچ و خم
• ( در کاربرد روزمره ) موقعیت یا فرایندی که پر از مشکلات، ابهام، و پیچیدگی است
• ( در کاربرد تحلیلی ) وضعیتی که پیش بینی آن دشوار است
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
The negotiation process is a muddy road with no clear end in sight.
فرایند مذاکره یک راه پرپیچ وخم است که پایانی روشن برای آن دیده نمی شود.
After the scandal, his political career became a muddy road.
پس از رسوایی، حرفه ی سیاسی او به یک مسیر پر از مشکل تبدیل شد.
The path to peace in the region is a muddy road.
راه صلح در منطقه، مسیری پر از ابهام و دشواری است.

اوضاع قمر در عقربه
شیر تو شیره