↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم sol
📌 این ریشه، معادل " the Sun" و "alone" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به " the Sun" یا "alone" مربوط هستند.
... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال:
🔘 solar: relating to the "Sun"
🔘 solstice: the time when the "Sun" is at its highest or lowest point
🔘 parasol: a lightweight umbrella for blocking the "Sun"
🔘 insolate: to expose to the "Sun"
🔘 solarium: a room designed to receive "Sun" exposure
🔘 solenoid: a coil of wire that generates energy like the "Sun"
🔘 solstice: the event marking the "Sun’s" seasonal position
🔘 solifidian: someone who relies "alone" on faith
🔘 soliloquy: speaking thoughts aloud while "alone"
🔘 solitary: being "alone"
🔘 solitude: the state of being "alone"
🔘 solo: a performance done "alone"
🔘 desolate: empty and "alone"
🔘 isolate: to set "alone" or apart
🔘 solivagant: wandering "alone"
🔘 solipsism: the belief that only one’s own "mind" exists, leaving them "alone" in reality
🔘 solus: a Latin term meaning "alone"
تنها ، مجزا ، دورافتاده تک
واحد
اگر واژه isolated در مبحث نوارقلب به کار برود ، برای مثال Isolated RBBB ، به این معنی است که کل شاخه RBBB در مسدودیت قرار ندارد ، بلکه مقداری از آن دچار مشکل شده است
غیرقابل نفوذ
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : isolate
✅️ اسم ( noun ) : isolation / isolationism / isolationist
✅️ صفت ( adjective ) : isolated / isolationist
✅️ قید ( adverb ) : _
منفک
نادر، استثنایی، منحصر به فرد
دور افتاده: ) ) ) )
جدا
جدا از هم
دورافتاده
منزوی
بریده از . . .
تِناردَن/تِناشتَن = to isolate، ایزوله کردن
تِناشته = isolated، ایزوله شده
تنارش = isolation، ایزوله سازی
{تناردن: �تِنار� ( در مازندرانی یعنی �تنها� ) پسوند کارواژه ساز �دن�. رویهمرفته به چم تنها و جدا کردن از بقیه}
... [مشاهده متن کامل]
بن مایه: واژه نامه مازندرانی، محمدباقر بارفروش
#پیشنهاد_شخصی
#پارسی دوست
گاه و بیگاه
منزوی، دور افتاده، منفرد
گوشه گیر_ تک افتاده
isolated ( adj ) = دورافتاده، پرت/تنها، گوشه گیر، منزوی، تک افتاده/جدا، جداگانه، مجزا، تک
مترادف با کلمه : secluded ( adj )
an isolated village in the mountains = یک روستای دورافتاده در کوهستان
... [مشاهده متن کامل]
an isolated farm/village = یک مزرعه/دهکده دورافتاده
isolated case/incident/instance =مورد/حادثه/نمونه جدا
examples:
1 - Kazuo felt very isolated at his new school.
"کازو" در مدرسه جدیدش خیلی منزوی شده بود.
2 - There were only a few isolated cases of violent behaviour.
تنها چند مورد جداگانه از رفتارهای خشونت آمیز وجود داشت.
3 - Working at home was making her feel increasingly isolated.
کار در خانه باعث می شد که او به طور فزاینده ای منزوی شود.
4 - This is not an isolated case of fraud but one of the biggest corruption scandals in history.
این یک مورد جدا از کلاهبرداری نیست بلکه یکی از بزرگترین رسوایی های فساد در تاریخ است.
5 - You have brought the resources of the modern world to that isolated village.
شما منابع دنیای مدرن را به آن روستای دورافتاده آورده اید.
تک افتاده؛ بریده [از محیط]؛
isolated enterprises: بن گاه های تک افتاده که ارتباط معینی با بازار ندارند.
از آنجا که امکان نوشتن نظر در زیر نظرهای دیگران وجود ندارد، ناچار در پیش نهاد جداگانه پاسخ ایشان را می نویسم:
بله می شود isolated را به ایزوله ترجمه کرد. همان طور که television را می شود به تلویزیون ترجمه کرد و همان طور که telephone را می شد به تلفن ترجمه کرد. اگر از دیدگاه زبان شناسی به موضوع ترجمه نگاه کنید، وقتی واژه ای با هر تبار در زبانی رایج می شود طبیعتاً با الف بای همان زبان هم نوشته می شود. در این صورت گفته می شود زبان گیرنده، واژه ی قرضی را �مال خود� کرده است و این واژه وارد فرهنگ واژه های این زبان شده است چه تبارش فارسی باشد چه نباشد. واژه ی �ایزوله� هم در شمار همین واژه هایی است که دهه هاست وارد بسیاری از حوزه های تخصصی زبان فارسی مانند پزشکی ( اتاق ایزوله ) ، زیست شناسی ( ذرات ایزوله شده ی باکتری ) ، مهندسی عمران و معماری ( بام یا کف ایزوله شده ) ، جامعه شناسی و روان شناسی ( انسان ایزوله یا جامعه ی ایزوله ) شده است. اما همین واژه در مهندسی برق به �عایق شده� ترجمه می شود و کسی نمی گوید سیم ایزوله چون هیچ کس متوجه مفهوم آن نمی شود اما وقتی می گویید �بیمار ایزوله� هر پزشک و پرستار و عضو تیم بهداشت و درمانی می فهمد یعنی چه.
... [مشاهده متن کامل] قرنطینه
isolated components of the virus
ذرات جدا شده از ویروس
مگر می شود ایزوله را به ایزوله ترجمه کرد!؟!
این که دیگر ترجمه نمی شود، که به جای هر واژه خودش را بگذاریم!
بلکه این واژه را باید به جدا و جداشده و بُریده از دیگران و مانند اینها ترجمه کرد.
در تحلیل عاملی به معنای مجزا شدن یا تلخیص شدن
جدا شده
تفکیک شده
پرت -
مستقل - بی واسطه
دور افتاده
گوشه گیر
بریده، منفرد، تک، مجزا، جدا
خودمختار
1 - دور افتاده
an isolated farm/village
2 - موردی
There were only a few isolated cases of violent behavior
3 - منزوی
Working at home was making her feel increasingly isolated
در هواشناسی بمعنای بارشهای پراکنده ولی شدید همانند بارشهای شلاقی و کوتاه
ایزوله، ایزوله شده
منزوی
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٣)