irradiance


معنی: درخشندگی، تابش، لوستر، روشنی، تابندگی
معانی دیگر: برتابش، پرتوافکنی، درخشش، irradiancy درخشندگی
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. As irradiance increases the carbon dioxide supply becomes more important and eventually limiting.
[ترجمه گوگل]با افزایش تابش، عرضه دی اکسید کربن مهم تر و در نهایت محدود می شود
[ترجمه ترگمان]با افزایش تابش، تامین کربن دی اکسید اهمیت بیشتری پیدا می کند و در نهایت محدود می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We assume a simple linear relationship between irradiance and cycle length, consistent with ref.
[ترجمه گوگل]ما یک رابطه خطی ساده بین تابش و طول چرخه، مطابق با ref فرض می کنیم
[ترجمه ترگمان]ما یک رابطه خطی ساده بین تشعشعات و طول چرخه را فرض می کنیم، که با ref سازگار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. H. pluvialis could protect itself against strong irradiance through the D1 protein repair cycle and the xanthophyll cycle.
[ترجمه گوگل]H pluvialis می تواند از طریق چرخه ترمیم پروتئین D1 و چرخه زانتوفیل از خود در برابر تابش قوی محافظت کند
[ترجمه ترگمان]H می تواند از خود در برابر تابش قوی از طریق چرخه ترمیم پروتیین D۱ و چرخه xanthophyll محافظت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. However, the selection of design solar irradiance in the current ASHRAE and CIBSE design handbooks has nothing to do with design dry-bulb and wet-bulb temperatures.
[ترجمه گوگل]با این حال، انتخاب تابش خورشیدی طراحی در کتابچه های راهنمای طراحی ASHRAE و CIBSE فعلی هیچ ارتباطی با دمای طراحی حباب خشک و مرطوب ندارد
[ترجمه ترگمان]با این حال، انتخاب یک تابش خورشیدی طراحی در کتابچه راهنمای طراحی و طراحی CIBSE هیچ ربطی به طراحی خشک و خشک لامپ های حبابی ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Emittance and irradiance are meaningful measurements of flux at a specific surface.
[ترجمه گوگل]گسیل و تابش اندازه گیری معنی دار شار در یک سطح خاص هستند
[ترجمه ترگمان]تابش و تابش، اندازه گیری معنی داری شار در یک سطح خاص هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The irradiance of solar energy impinging on the top of the atmosphere has a meridional distribution.
[ترجمه گوگل]تابش انرژی خورشیدی که به بالای جو برخورد می کند، توزیع نصف النهاری دارد
[ترجمه ترگمان]تابش انرژی خورشیدی که در بالای جو رخ می دهد، دارای یک توزیع meridional است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The surface UVB irradiance and erythemal UVB dose rate can be expressed by the effective transmission of the ozone layer and united reflectivity due to the scattering layer and the surface.
[ترجمه گوگل]تابش UVB سطح و نرخ دوز UVB اریتمال را می توان با انتقال موثر لایه ازن و بازتاب یکپارچه به دلیل لایه پراکنده و سطح بیان کرد
[ترجمه ترگمان]سطح تشعشعات ماورا بنفش B و erythemal UVB B می تواند با انتقال موثر لایه اوزون و نفوذ پذیری با توجه به لایه پراکنش و سطح آن بیان شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The irradiance from fire line to ground considering the effects of wind speed and slope were discussed in this paper.
[ترجمه گوگل]تابش از خط آتش به زمین با توجه به اثرات سرعت و شیب باد در این مقاله مورد بحث قرار گرفت
[ترجمه ترگمان]تابش از خط آتش به زمین در نظر گرفتن اثرات سرعت باد و شیب در این مقاله مورد بحث قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. At the same time light irradiance and environmental temperature are monitored, which are used for the standard revision of the test result.
[ترجمه گوگل]در عین حال تابش نور و دمای محیط نظارت می شود که برای بازبینی استاندارد نتیجه آزمایش استفاده می شود
[ترجمه ترگمان]در همان زمان تابش نور و دمای محیط کنترل می شوند، که برای بازبینی استاندارد نتیجه آزمایش استفاده می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The concepts of radiant emittance and of irradiance are complementary.
[ترجمه گوگل]مفاهیم گسیل تابشی و تابش مکمل یکدیگرند
[ترجمه ترگمان]مفاهیم of و تابش درخشان مکمل یکدیگر هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Hence, coincident solar irradiance, dry-bulb and wet-bulb temperatures should be properly selected.
[ترجمه گوگل]بنابراین، تابش خورشیدی همزمان، دمای حباب خشک و حباب مرطوب باید به درستی انتخاب شوند
[ترجمه ترگمان]از این رو، تشعشعات خورشیدی همزمان، خشک شدن لامپ و دمای هوای مرطوب باید به درستی انتخاب شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Irradiance or its equivalent, the plane radiant temperature, can be simply measured.
[ترجمه گوگل]تابش یا معادل آن، دمای تابشی صفحه، به سادگی قابل اندازه گیری است
[ترجمه ترگمان]irradiance یا معادل آن، دمای تابشی هواپیما را می توان به سادگی اندازه گیری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Irradiance map + Light cache: the mostly used GI combination.
[ترجمه گوگل]نقشه تابش + حافظه پنهان نور: ترکیبی که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه ترگمان]حافظه نهان map + حافظه نهان: بیشتر از ترکیب GI استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The system can obtain anytime spectral irradiance, given waveband irradiance of instant light source and its change with time as well as the change of peak wavelength with time.
[ترجمه گوگل]با توجه به تابش باند موج منبع نور فوری و تغییر آن با زمان و همچنین تغییر طول موج اوج با زمان، این سیستم می‌تواند تابش طیفی را در هر زمان به دست آورد
[ترجمه ترگمان]این سیستم می تواند هر زمان تشعشعات طیفی را بدست آورد، با توجه به تابش نور منبع نور فوری و تغییر آن با زمان و تغییر طول موج پیک با زمان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

درخشندگی (اسم)
brilliance, radiance, sheen, blaze, luster, irradiance, irradiancy, effulgence, glitter, coruscation, resplendence, resplendency, radiancy, glim, refulgence

تابش (اسم)
light, brilliance, flame, glow, shine, sheen, irradiance, radiation, irradiancy, effulgence, glint, glitter, coruscation

لوستر (اسم)
luster, irradiance, chandelier, irradiancy, lustre

روشنی (اسم)
clarification, shine, irradiance, irradiancy, lucidity, perspicuity, clarity, expressiveness, glim

تابندگی (اسم)
radiance, irradiance, irradiancy, radiancy

به انگلیسی

• brightness, shining; radiant energy

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما