ironed out
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
اتو کشیده
صاف نبودن
حل و فصل کردن ، فیصله دادن
نواقص و جزییات را درست کردن
اوضاع و کارها را مرتب کردن
معنی تحت اللفظی یعنی مثل اتو کردن چروک ها، مشکلات را صاف و هموار کردن و اوضاع را مرتب کردن
مثال :
We need to iron out the details of the contract before signing.
... [مشاهده متن کامل]
باید جزئیات قرارداد را قبل از امضا درست کنیم.
They ironed out their differences and became friends again.
اختلافاتشان را حل کردند و دوباره دوست شدند.
The schedule has been ironed out; everything is set.
برنامه زمانی مرتب شده؛ همه چیز آماده است.
نواقص و جزییات را درست کردن
اوضاع و کارها را مرتب کردن
معنی تحت اللفظی یعنی مثل اتو کردن چروک ها، مشکلات را صاف و هموار کردن و اوضاع را مرتب کردن
مثال :
... [مشاهده متن کامل]
باید جزئیات قرارداد را قبل از امضا درست کنیم.
اختلافاتشان را حل کردند و دوباره دوست شدند.
برنامه زمانی مرتب شده؛ همه چیز آماده است.