inversion

/ˌɪnˈvɜːrʒən//ɪnˈvɜːʃn̩/

معنی: سخن واژگون
معانی دیگر: وارونگی، وارونی، عکس، وارونش، دمرویی، پشت و رویی، (شیمی) دگرگونی شیمیایی (به ویژه تبدیل یک ترکیب ایزومری به نوع وارون خود)، (دستور زبان و معانی بیان) جابجا سازی، تقلیب، وارون سازی، قلب، (ریاضی) وارون کنشی، معکوسیت، پس و پیشی، معکوس بودن، (موسیقی) وارون سازی پرده، برگردانی، وارونه سازی، پس و پیش سازی، تقدیم و تاخیر

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: inversive (adj.)
(1) تعریف: the act or process of inverting.

(2) تعریف: a reversal or interchange in order, position, direction, or the like.

- A verb before a subject in an English sentence is an inversion.
[ترجمه امین] قرار دادن فعل قبل از فاعل در یک جمله ی انگلیسی، جابجا سازی است.
|
[ترجمه ترگمان] یک فعل پیش از یک تابع در یک جمله انگلیسی، یک وارونگی است
[ترجمه گوگل] فعل قبل از یک موضوع در جمله انگلیسی، یک معکوس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: something that is reversed or inverted.

(4) تعریف: a reversal of the usual temperature pattern in the atmosphere, so that there is an increase in temperature, rather than a decrease, at higher altitudes.

جمله های نمونه

1. an inversion of the letters from abc to cba
معکوس سازی (ترتیب) حروف از c b a به a b c

2. Although the inversion rate was low for both age groups, it was significantly lower for the eight-year-olds than for the five-year-olds.
[ترجمه ترگمان]با اینکه نرخ وارونگی برای هر دو گروه سنی پایین بود، اما به طور قابل توجهی برای بچه های هشت ساله کم تر از بچه های ۵ ساله بود
[ترجمه گوگل]اگرچه نرخ انحراف در هر دو گروه سنی کم بود، اما برای افراد 8 ساله به طور معنی داری کمتر از 5 سالگی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. So in three dimensions inversion turns an infinite plane into a finite sphere in a one-to-one mapping of every point.
[ترجمه ترگمان]بنابراین در سه بعد وارونگی یک صفحه بی نهایت را به یک فضای محدود در یک نگاشت یک به یک از هر نقطه تبدیل می کند
[ترجمه گوگل]بنابراین در حالت سه بعدی، تبدیل یک هواپیما بی نهایت را به یک کره محدود در نقشه برداری یک به یک از هر نقطه تبدیل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Odour emissions are affected by wind direction, temperature inversion, ambient temperatures and humidity.
[ترجمه ترگمان]گازهای گلخانه ای odour تحت تاثیر جهت باد، وارونگی دمایی، دما و رطوبت قرار می گیرند
[ترجمه گوگل]انتشار سیگار تحت تاثیر قرارگرفتن باد، تغییر دما، دمای محیط و رطوبت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Interest in the scientific potential of the inversion layer was awakened in the late 1950s.
[ترجمه ترگمان]علاقه به پتانسیل علمی لایه inversion در اواخر دهه ۱۹۵۰ از خواب بیدار شد
[ترجمه گوگل]علاقه به پتانسیل علمی لایه inversion در اواخر دهه 1950 بیدار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A maximum inversion of - 2500 m over the offshore part of Cleveland Hills High is recognised.
[ترجمه ترگمان]وارونگی بیشینه ارتفاع ۲۵۰۰ متری از قسمت ساحلی \"کلیولند هیلز\" به رسمیت شناخته شده است
[ترجمه گوگل]حداکثر انفجار - 2500 متر بیش از بخش دریایی کلیولند هیلز بالا به رسمیت شناخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Either reversibility by inversion or reciprocity is sufficient to ensure understanding.
[ترجمه ترگمان]در هر دو حالت وارونگی و عمل متقابل برای حصول اطمینان از درک کافی است
[ترجمه گوگل]یا معکوس بودن معکوس یا معکوس برای اطمینان از فهمیدن کافی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. For example, inversion to Hospitals, Military will cause this heading to file alongside other headings commencing with the word Hospitals.
[ترجمه ترگمان]برای مثال، وارونگی به بیمارستان ها، ارتش باعث می شود که این امر همراه با عناوین دیگر که با کلمه بیمارستان ها شروع می شوند، وارد فایل شوند
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، تبدیل به بیمارستان ها، نظامی این عنوان را به همراه سایر مقوله های شروع می کند که با کلمه بیمارستان آغاز می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The effects of the inversion decreases southeastwards and can not be seen at all in the south of Quadrant 5
[ترجمه ترگمان]اثرات معکوس سازی southeastwards کاهش می یابد و در هر یک از ربع ۵ مشاهده نمی شود
[ترجمه گوگل]اثرات این معکوس به سمت جنوب شرقی کاهش می یابد و در جنوب Quadrant 5 دیده نمی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. However inversion would not appear to be particularly appropriate given the actual data involved in this case.
[ترجمه ترگمان]با این حال، به نظر نمی رسد که به طور خاص به داده های واقعی درگیر در این مورد داده شود
[ترجمه گوگل]با این حال، به نظر میرسد این معکوس به دلیل اطلاعات واقعی موجود در این مورد، به خصوص مناسب نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. But three properties do remain unaltered by inversion.
[ترجمه ترگمان]اما سه ویژگی با معکوس کردن بدون تغییر باقی می مانند
[ترجمه گوگل]اما سه خصوصیت با تغییر دادن باقی می ماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. A stultifying inversion has snuffed out some of the most ambitious air-quality bills in the Legislature this year.
[ترجمه ترگمان]وارونگی غیرمتجانس برخی از بلندپروازانه ترین لوایح در مورد کیفیت هوا در مجلس قانون گذاری را در سال جاری از بین برده است
[ترجمه گوگل]یک معکوس تقویت کننده در سال جاری تعدادی از بلندپروازانه ترین اسکناس های هوا با کیفیت در مجلس قانونگذاری را تحویل گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. An appropriate inversion becomes a deconstructive displacement.
[ترجمه ترگمان]وارونگی مناسب، جابجایی ساختار شکنانه می شود
[ترجمه گوگل]یک معکوس مناسب برای جابجایی ناپایدار می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. What inversion of values makes us to look upon such aberrations as though they were a reflection of natural laws?
[ترجمه ترگمان]چه معکوس of باعث می شود که ما طوری به این قبیل aberrations نگاه کنیم، انگار که آن ها انعکاسی از قوانین طبیعی هستند؟
[ترجمه گوگل]چه تداخل ارزش ها باعث می شود که ما بر چنین تحریف هایی نگاه کنیم، به طوری که آنها بازتاب قوانین طبیعی هستند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The patterns displayed are broadly similar with inversion maxima of - 1500 m recognised on both interpretations.
[ترجمه ترگمان]الگوهای نمایش داده شده در هر دو تفسیر به طور گسترده شبیه به وارونگی هرمی هستند
[ترجمه گوگل]الگوهای نمایش داده شده به طور گسترده ای مشابه با حداکثر inversion - 1500 متر در هر دو تفسیر به رسمیت شناخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سخن واژگون (اسم)
inversion

تخصصی

[شیمی] وارونگی، دگرگونی شیمیایی (به ویژه تبدیل یک ترکیب ایزومرى به نوع وارون خود)، وارونی
[عمران و معماری] معکوس نمودن - برگشت - وارونه
[کامپیوتر] وارون سازی، وارونگی .
[برق و الکترونیک] وارونی ؛ وارون سازی 1. فرایند درهم گذاری و رمز کردن صحبتها از طریق زنش سیگنال صدا با یک بسامد شنیداری ثابت و بالاتر و استفاده از فقط بسامدهای اختلاف . در نتیجه بسامدهای پایین اولیه به بسامدهای شنیداری بالاتر تبدیل می شوند و برعکس . 2. لایه ی کم عمقی از هوا که دمای آن با ارتفاع زیاد می شود ( در حالت عادی دما با افزایش ارتفاع کاهش م ییابد ) این تغیر سریع چگالی هوا منجر به خم شدن امواج رادیویی می شود. - وارون سازی
[ریاضیات] انعکاس
[خاک شناسی] خاک برگردانی
[آب و خاک] وراونگی

به انگلیسی

• reversal; conversion; reversed order; homosexuality
when there is an inversion of something, it is changed into its opposite; a formal word.

پیشنهاد کاربران

آشکارسازی

در زبان شناسی: وارونگی
در هواشناسی:وارونگی دما
چرخاندن به سمت داخل
برگشتگی به سمت داخل ، انواعی از الگوهای بخیه وجود دارند کهevertکننده هستند و باعث برگشتگی لبه ی زخم به داخل یاinversionمیشوند
در زبان شناسی وارونگی و جابه جایی در اجزاء جمله برای تاکید بیشتر
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما