intentionality


روانشناسى : قصدمندى

پیشنهاد کاربران

افمانگب
پیشنهادِ واژه ای پارسی به جای " حیث التفاتی/ قصدیت" با یاری گرفتن از واژه یِ " اَفمان":
به جایِ واژگانِ" حیث التفاتی" و " قصدیت"، می توان به زیبایی از واژه یِ " اَفمان/اَفمانِش/اَفمانه" بهره گرفت. براستی که بکارگیریِ واژه ی "اَفمان" به معنایِ "قصد، منظور" بسیار شایسته تر از خودِ واژگانِ " حیث التفاتی یا قصدیت" است. چرا؟
...
[مشاهده متن کامل]

چون واژه یِ "حیث التفاتی" از آنروی بکار می رود که ما همواره " به" چیزی " می اندیشیم". به دیگر سخن، عملِ "اَندیشیدن" همواره "به" چیزی است.
در واژه یِ "اَفمان =اَف. مان" ، پیشوندِ "اَف" عملگری برای نشان دادنِ "به، به سوی" است و " مان" از ریشه ی اوستاییِ "مَن" همان "اندیشیدن" است ( اندیشیدن به چیزی ) .
. . . . . . .
روشِ برخورد با واژه یِ " اَفمان" در گزاره ها بمانند واژه یِ " گُمان:گُ. مان" خواهد بود.
به باورِ من، به جایِ واژه یِ "حیث التفاتی" می توان از واژگان " اَفمانِش/ اَفمانِشمندی: اَف. مان. ِش. مند. ی" نیز بهره گرفت.
در این باره به زیرواژه یِ " اَفمان" در همین تارنما نگاه بیاندازید.
. . . . . .
رُک بگویم، این درست و بجاترین پیشنهادم در زمینه واژه گزینی بوده است. همه چیز جفت و جور است.

گاهی هدف مندی هم میشه
اینتنشنالیتی
واژه ای که ادموند هوسرل به ما تقدیم کرد به این قصد که شکاف بین سوژه و ابژه را از بین ببرد
بزرگواران در فلسفه و روانشناسی معادل دقیقی برای این واژه نداریم، ، پس بهتره اصلا ترجمه نکنیم تا معنای دقیق این کلمه نابود نشود
...
[مشاهده متن کامل]

اینتنشنالیتی یک ساختارِ معنابخشی است به این معنا که آنچه که سوژه را به ابژه متصل میکند اینتنشنالیتی است
مثلا یک کلبه ی کوهستانی رو تصور بفرمایید؛
یکی میگه چه منظره ی قشنگی برای نقاشی، و دیگری میگه چه جای خوبی برای کرایه کردن و چند روز استراحت، و یکی دیگه میگه چه منظره ای برای عکاسی و خلاصه هزار تا چیز دیگه
حالا توجه بفرمایید چه چیزی این فرد رو به اون کلبه متصل میکنه و معنای اون کلبه رو برای اون شکل میده ؟؟؟
اینتنشنالیتی ( صادقانه بگم؛ واژه ی دقیقی برای انتقال این معنا نداریم )

قصدمندی، حیت التفاتی، رو ی آوردندگی
نیت مندی
حیث التفاتی
در پدیدار شناسی
intentionality ( روان‏شناسی )
واژه مصوب: قصدمندی
تعریف: خصوصیتی ناظر بر اعمال فردی که اهدافی مشخص دارد و رفتارهای خود را درجهت دستیابی به آن اهداف تنظیم می کند
التفاتی، مبتنی بر التفات .
عمدی بودن
تعمد
بیشترین کاربرد را در پدیدار شناسی دارد، بهترین معنا در پدیدارشناسی برای intentionality "روی آورندگی" یعنی آگاهی از چیزی عینی است و در سایر علوم به معنای همان قصدیت و نیت مندی می باشد.
"ذهنیت"
این معنی خیلی به کارتون میاد
ارادی
قصدیت، قصد گرایی
التفات ( در فلسفه )
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٥)