integration in education
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• ادغام در آموزش / یکپارچه سازیِ آموزشی
• همگون سازیِ آموزشی ( برای گروه هایِ مختلف )
• رویکردِ آموزشیِ بدونِ تبعیض ( نژادی، اقتصادی، یا جنسیتی )
🔸 معنی دقیق:
به سیاست ها، رویه ها، و رویکردهایی گفته می شود که هدفِ آنها، ترکیب و یکپارچه سازیِ گروه هایِ مختلفِ دانش آموزی ( بر اساسِ نژاد، طبقه ی اجتماعی، جنسیت، یا توانایی هایِ جسمی و ذهنی ) در یک سیستمِ آموزشیِ واحد است. این مفهوم بر برابریِ فرصت ها، تنوع، و کاهشِ تبعیض در محیط هایِ آموزشی تأکید دارد.
... [مشاهده متن کامل]
اشکالِ مختلفِ آن عبارتند از:
• ادغامِ نژادی: ترکیبِ دانش آموزان از نژادها و قومیت هایِ مختلف در یک مدرسه ( معروف به "Desegregation" در آمریکا ) .
• آموزشِ فراگیر ( Inclusive Education ) : پذیرشِ دانش آموزان با نیازهایِ ویژه در کلاس هایِ عادی.
• ادغامِ اقتصادی: ترکیبِ دانش آموزان از طبقاتِ مختلفِ اجتماعی - اقتصادی.
• یکپارچه سازیِ جنسیتی: حذفِ تبعیض و کلیشه هایِ جنسیتی در برنامه هایِ درسی و محیطِ مدرسه.
• ادغام در آموزش / یکپارچه سازیِ آموزشی
• همگون سازیِ آموزشی ( برای گروه هایِ مختلف )
• رویکردِ آموزشیِ بدونِ تبعیض ( نژادی، اقتصادی، یا جنسیتی )
🔸 معنی دقیق:
به سیاست ها، رویه ها، و رویکردهایی گفته می شود که هدفِ آنها، ترکیب و یکپارچه سازیِ گروه هایِ مختلفِ دانش آموزی ( بر اساسِ نژاد، طبقه ی اجتماعی، جنسیت، یا توانایی هایِ جسمی و ذهنی ) در یک سیستمِ آموزشیِ واحد است. این مفهوم بر برابریِ فرصت ها، تنوع، و کاهشِ تبعیض در محیط هایِ آموزشی تأکید دارد.
... [مشاهده متن کامل]
اشکالِ مختلفِ آن عبارتند از:
• ادغامِ نژادی: ترکیبِ دانش آموزان از نژادها و قومیت هایِ مختلف در یک مدرسه ( معروف به "Desegregation" در آمریکا ) .
• آموزشِ فراگیر ( Inclusive Education ) : پذیرشِ دانش آموزان با نیازهایِ ویژه در کلاس هایِ عادی.
• ادغامِ اقتصادی: ترکیبِ دانش آموزان از طبقاتِ مختلفِ اجتماعی - اقتصادی.
• یکپارچه سازیِ جنسیتی: حذفِ تبعیض و کلیشه هایِ جنسیتی در برنامه هایِ درسی و محیطِ مدرسه.
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم integr
📌 این ریشه، معادل "whole" یا "complete" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "whole" یا "complete" مربوط هستند.
... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال:
🔘 integrate: to combine separate parts into a ‘whole’
🔘 integration: the process of combining separate parts into a ‘whole’
🔘 integrated: combined into a unified ‘whole’
🔘 integral: forming a necessary part of a ‘whole’
🔘 integrity: the state of being ‘whole’, complete, and undivided
🔘 integer: a ‘whole’ number rather than a fraction
🔘 disintegrate: to break apart and no longer remain ‘whole’
🔘 disintegration: the process of breaking a ‘whole’ into separate parts
🔘 reintegrate: to combine something again into a ‘whole’
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم integr
📌 این ریشه، معادل "whole" یا "complete" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "whole" یا "complete" مربوط هستند.
... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال: