integrated alarm notification system

پیشنهاد کاربران

↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم integr
📌 این ریشه، معادل "whole" یا "complete" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "whole" یا "complete" مربوط هستند.
...
[مشاهده متن کامل]

📂 مثال:
🔘 integrate: to combine separate parts into a ‘whole’
🔘 integration: the process of combining separate parts into a ‘whole’
🔘 integrated: combined into a unified ‘whole’
🔘 integral: forming a necessary part of a ‘whole’
🔘 integrity: the state of being ‘whole’, complete, and undivided
🔘 integer: a ‘whole’ number rather than a fraction
🔘 disintegrate: to break apart and no longer remain ‘whole’
🔘 disintegration: the process of breaking a ‘whole’ into separate parts
🔘 reintegrate: to combine something again into a ‘whole’

integrated alarm notification system ( حمل ونقل ریلی )
واژه مصوب: سامانۀ یکپارچۀ هشدار
تعریف: سامانه ای که پایش کلیۀ سامانه های تشخیص آتش و آتش نشانی را در ورودی های ایستگاه ها، خروجی های اضطراری، اتاق های تجهیزات خاص، اتاق های پایش، و نیز در سامانه های تهویۀ اضطراری تونل ها، بالابرها و پله برقی بر عهده دارد و همچنین، بر شرایط دسترسی به بالابرها و ایستگاه ها نظارت می کند
...
[مشاهده متن کامل]