insulate someone

پیشنهاد کاربران

Insulate someone from something
🔸 معادل فارسی:
• کسی را در برابر چیزی محافظت کردن
• در پناه قرار دادن
• در برابر ( ضربه، سرما، خطر یا فشار ) عایق بندی کردن
• از چیزی مصون کردن
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

• “The new policy is designed to insulate small businesses from sudden economic shocks. ”
این سیاست جدید برای محافظت از کسب وکارهای کوچک در برابر شوک های اقتصادی ناگهانی طراحی شده است.
• “They insulated their children from the harsh realities of life. ”
آنها فرزندانشان را از واقعیت های تلخ زندگی در پناه خود نگه داشتند ( مصون کردند ) .
• “The legal team tried to insulate the CEO from any personal liability. ”
تیم حقوقی سعی کرد مدیرعامل را از هرگونه مسئولیت شخصی مصون کند.