initials


معنی: پاراف

جمله های نمونه

1. to stamp one's initials on leather
حروف اول نام خود را روی چرم نقش کردن

2. he had carved his initials on the tree
او حروف اول نام خود را بر درخت کنده بود.

مترادف ها

پاراف (اسم)
signature, paraph, initials

به انگلیسی

• first letter or letters of a name

پیشنهاد کاربران

حروف اول ( نام چیزی )
حرف اول یا حروف اول نام

مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما