🔸 معادل فارسی
• پوشش تحریک آمیز
• گزارش جنجالی
• خبرسازی آتش افروز
• در محاوره: خبر داغ و جنجالی
- - -
## 🔸 تعریف ها
1. ** ( رسانه ای – اصلی ) :** نوعی پوشش خبری یا گزارش رسانه ای که به گونه ای نوشته یا ارائه می شود تا احساسات مردم را برانگیزد، خشم یا هیجان ایجاد کند.
... [مشاهده متن کامل]
- *مثال:* The newspaper was accused of inflammatory coverage of the protests.
روزنامه به خاطر پوشش تحریک آمیز اعتراضات متهم شد.
2. ** ( اجتماعی – کاربردی ) :** گزارش هایی که به جای بی طرفی، بر جنجال آفرینی و تحریک احساسات تمرکز دارند.
- *مثال:* Inflammatory coverage can escalate tensions in society.
پوشش تحریک آمیز می تواند تنش ها را در جامعه افزایش دهد.
3. ** ( انتقادی – عمومی ) :** اصطلاحی که منتقدان رسانه ها برای توصیف گزارش های غیرمسئولانه یا هیجان زده استفاده می کنند.
- *مثال:* Politicians often complain about inflammatory coverage in the press.
سیاستمداران اغلب از پوشش تحریک آمیز رسانه ها شکایت می کنند.
- - -
## 🔸 مترادف ها
sensational reporting – provocative coverage – biased reporting – incendiary journalism – exaggerated coverage
- - -
## 🔸 مثال ها
• The channel faced criticism for its inflammatory coverage of the riots.
شبکه به خاطر پوشش تحریک آمیز شورش ها مورد انتقاد قرار گرفت.
• Inflammatory coverage can deepen divisions in society.
پوشش تحریک آمیز می تواند شکاف های اجتماعی را عمیق تر کند.
• The politician accused the press of inflammatory coverage.
سیاستمدار رسانه ها را به پوشش تحریک آمیز متهم کرد.
• پوشش تحریک آمیز
• گزارش جنجالی
• خبرسازی آتش افروز
• در محاوره: خبر داغ و جنجالی
- - -
## 🔸 تعریف ها
1. ** ( رسانه ای – اصلی ) :** نوعی پوشش خبری یا گزارش رسانه ای که به گونه ای نوشته یا ارائه می شود تا احساسات مردم را برانگیزد، خشم یا هیجان ایجاد کند.
... [مشاهده متن کامل]
- *مثال:* The newspaper was accused of inflammatory coverage of the protests.
روزنامه به خاطر پوشش تحریک آمیز اعتراضات متهم شد.
2. ** ( اجتماعی – کاربردی ) :** گزارش هایی که به جای بی طرفی، بر جنجال آفرینی و تحریک احساسات تمرکز دارند.
- *مثال:* Inflammatory coverage can escalate tensions in society.
پوشش تحریک آمیز می تواند تنش ها را در جامعه افزایش دهد.
3. ** ( انتقادی – عمومی ) :** اصطلاحی که منتقدان رسانه ها برای توصیف گزارش های غیرمسئولانه یا هیجان زده استفاده می کنند.
- *مثال:* Politicians often complain about inflammatory coverage in the press.
سیاستمداران اغلب از پوشش تحریک آمیز رسانه ها شکایت می کنند.
- - -
## 🔸 مترادف ها
- - -
## 🔸 مثال ها
شبکه به خاطر پوشش تحریک آمیز شورش ها مورد انتقاد قرار گرفت.
پوشش تحریک آمیز می تواند شکاف های اجتماعی را عمیق تر کند.
سیاستمدار رسانه ها را به پوشش تحریک آمیز متهم کرد.